اطلاعات خود را محک بزنید (ویژه صنعتی ها)

0
383 بازدید

persian

سلام کاربر عزیز

مطالبی که امروز آماده کرده ایم صرفا جهت یک یادآوری مختصر  برای مدیران مالی و یا حتی اطلاعات کاربردی برای حسابدارانی که تازه وارد بازار کار  شده اند می باشد شما کاربر گرامی می توانید بعد از مطالعه ی متن بطور کامل با پاسخگویی به سوالی که در آخر مطرح شده اطلاعات خو را در زمینه بهای تمام شده کالای ساخته شده محک بزنید و پاسخ را برای ما ایمیل نمایید در صورتی بعد از خواندن متن سوالی یا ابهامی برای شما به وجود آمد در قسمت ارتباط با ما مطرح نمایید تا شما  را در برطرف کردن مشکل یاری نماییم.

موجودی کالا در واحدهای تولیدی شامل:

 ۱- مواد اولیه : مواد خامی که وارد کارخانه می گردد

 ۲- کالای در جریان ساخت  که معمولا برای ارزشیابی کالای در جریان ساخت هزینه های مواد اولیه (مستقیم ) ؛ دستمزد مستقیم و سربار کارخانه واقع شده تا تاریخ ارزشیابی به کالای در جریان ساخت تخصیص می یابد.

۳- کالای ساخته شده : موارد تشکیل دهنده کالای ساخته شده همان موارد تشکیل دهنده کالای در جریان ساخت میباشد با این تفاوت که کلیه هزینه های ان تحقق یافته است

 ۴- ملزومات ( مواد غیر مستقیم )که موادی است که به طور غیر مستقیم در تولید کالا نقش دارند

 درمورد شرکتهای بازرگانی در ترازنامه یک حساب موجودی کالا وجود دارد که نمایانگر کالا فروش نرفته میباشد در حالیکه در ترازنامه شرکتهای تولیدی دست کم سه دسته حساب موجودی کالا وجود دارد که عبارت از مواد اولیه ؛ کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده میباشد

ازآنجایی  که انتظار میرود موجودی های کالا و مواد طی مدتی کمتر از یک سال به فروش رود یا به وجه نقد تبدیل شود بنابراین این گونه اقلام در طبقه بندی دارائیهای جاری طبقه بندی میگردد و بعد از حسابهای دریافتنی قرار میگیرد و ان دسته از موجودی های که انتظار میرود در سال مالی آینده مصرف شود یا به فروش برسد تحت عنوان سایر دارائیهای جاری طبقه بندی میشود

بهای تمام شده کالای اماده برای فروش عبارت از جمع بهای تمام شده کالا در ابتدای سال و بهای تمام شده کالای تحصیل شده یا خریداری شده طی سال

 بهای تمام شده کالای فروش رفته عبارت از تفاوت بین بهای تمام شده کالای اماده برای فروش و موجودی کالا پایان دوره مالی مواردی که برای تعیین ارزش موجودی کالای پایان دوره باید انجام گیرد :

۱- شناسائی و اندازه گیری اقلام تشکیل دهنده موجودیها

 ۲- تعیین اقلامی که در بهای تمام شده موجودیهای مواد وکالا باید منظور گردد( تعیین ارزش حسابداری موجودیها)

 ۳- فرض جریان هزینه ( اقلام بهای تمام شده ) که باید انتخاب و بکار گرفته شود

 مواردی که برای تعیین ارزش موجودی کالای پایان دوره باید انجام گیرد :

 ۱- شناسائی و اندازه گیری اقلام تشکیل دهنده موجودیها

۲- تعیین اقلامی که در بهای تمام شده موجودیهای مواد وکالا باید منظور گردد( تعیین ارزش حسابداری موجودیها)

 ۳- فرض جریان هزینه ( اقلام بهای تمام شده ) که باید انتخاب و بکار گرفته شودکالاهای خریداری شده در صورتی که مالکیت انها به خریدار انتقال یافته باشد ؛ اگر چه هنوز توسط خریدار دریافت نگردیده باشد باید جزء موجودی کالای خریدار منظور گردد؛ وبرای تعیین انتقال مالکیت باید شرایط قرار داد خرید را مورد توجه قرارداد ؛ همچنین کالای در راه و کالای امانی نیز بایست در صورت انتقال مالکیت جزء موجودیها اورده

شودحق مالکیت از فروشنده به خریدار زمانی انتقال میابد که مخاطرات و مزایای مالکیت و مسئولیت قانونی کالا از یک طرف معامله به طرف دیگر منتقل گردد

 اصولا خرید بایست زمانی ثبت گردد که مالکیت به خریدار انتقال یافته باشد ولی عملا خرید زمانی در حسابها ثبت میگردد که کالا توسط خریدار دریافت گردد زیرا تعیین زمان دقیق انتقال مالکیت در اکثر موارد مشکل میباشد

 سیستم ثبت ادواری

در این روش موجودی کالادر پایان دوره ای که صورتهای مالی تهیه میشود بطور عینی شمارش میگردد؛ در سیستم ثبت ادواری ثبتهای بستن حسابها برای الف  –  انتقال موجودیهای ابتدای دوره به خلاصه حساب سود و زیان  و ب –  ثبت موجودیهای شمارش شده پایان دوره در حساب موجودیهای مواد وکالا و خلاصه حساب سود و زیان انجام میگیرد  و برای محاسبه بهای تمام شده موجودیهای پایان دوره هر گروه از موجودیها شمارش شده در بهای تمام شده یک واحد ضرب میگردداقلام موجودی کالا در پایان دوره مالی بر اساس اصل بهای تمام شده ارزشیابی میگردد مگردر مواردی که ارزش انها به دلیل فاسد شدن ؛ اسیب دیدگی ؛ کاهش قیمتهای جایگزینی کاهش یافته باشد که در اینصورت طبق اصل محافظه کاری از روش اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار استفاده میشود

اندازه گیری موجودیهای مواد وکالا معمولا با دوهدف تقریبا متضاد صورت میگیرد ؛ هدف اول به منظور انعکاس در ترازنامه که در این حالت بهتر است که موجودی کالابه بهای تمام شده یا سودمندی اتی انها برای واحد تجاری ؛ هر کدام کمتر است گزارش شود . هدف دوم که مستقیما در ارتباط با سود و زیان به دلیل اندازه گیری مناسب سود و زیان دوره های مختلف حسابداری است که در سالهای اخیر هدف دوم هدف اول را تحت شعاع قرارداده است

 مبنای اصلی ارزشیابی

۱ – اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار

۲- ارزش خالص بازیافتنی

۳ – ارزش جایگزینی یا ارزش جاری

۴- قیمت فروش

 جریان موجودیها : عبارت  است از انتخاب یکی از روشهای مربوط به جریان موجودیهاست یعنی انتخاب جریان فرضی مناسب (پذیرفته شده ) برای بهای تمام شده اقلامی که مصرف میشوند یا به فروش میرسند

روشهای اصلی جریان موجودیها :

۱- روش شناسائی ویژه

۲- روش میانگین

۳- روش اولین صادره از اولین وارده

۴- روش اولین صادره از اخرین وارده

 مهمترین مراحل حسابداری موجودیهای مواد و کالا عبارت از تعیین مقدار کالاهای که باید به عنوان موجودی منظور شود و تعیین بهای تمام شده این موجودیهامخارجی که وقوع انها برای تحصیل یا تولید کالا لازم است اما انتظار نمیرود منافعی ازانها در اینده تحصیل شود یا مبلغ انها با اهمیت نیست ؛ معمولا در محاسبات بهایتمام شده موجودی منظورنمی گردداین هزینه های دوره تلقی میگردد و از درامد دوره جاری کسر میشود

به طور کلی مخارجی در بهای تمام شده موجودیهای مواد و کالا منظورمی شود که ارتباطی مستقیم با تولید داشته باشد برخی از این هزینه ها عبارت از

 ۱- هزینه های حمل به داخل

 ۲- تخفیفات نقدی خرید با توجه به نحوه عمل حسابداری انها

۳- هزینه های تولید درواحدهای تولیدی و یا بهای تمام شده در واحدهای بازرگانی

 در مواردی که هزینه حمل یک کالا مشخص است ان هزینه به بهای تمام شده کالای مربوط اضافه میگردد و در مواردی که امکان مشخص نمودن هزینه های حمل به طور دقیق مشخص نباشد این هزینه ها را درحسابی به نام هزینه های حمل به داخل گزارش میشود و در واحدهای بازرگانی به عنوان یک هزینه اضافی بهای تمام شده کالاهای فروش رفته و در واحدهای تولیدی به عنوان یک هزینه اضافی بهای تمام شده مواد اولیه مصرف شده میباشد و میبایست به نسبت مقدار کالای فروش رفته و موجودی بین بهای تمام شده کالاهای فروش رفته و موجودی سرشکن شود

 طبق اصل بهای تمام شده خالص پرداخت نقدی معرف بهای تمام شده است  ولی از لحاظ تئوریک کلیه تخفیفات نقدی پیشنهادی اعم از اینکه استفاده شده باشد یا ازدست رفته باشده میبایست از صورت حساب خرید (سیاهه ) کسر گردد ؛ در صورتی که از تخفیفات پیشنهادی استفاده نگردد باید حسابی تحت عنوان تخفیفات از دست رفته بدهکار و به عنوان هزینه های مالی تلقی گردداز انجائی که تخفیفات نقدی موجب کاهش بهای تمام شده میگردد بنابراین هم موجب کاهش بهای تمام شده خرید میگردد و هم موجب کاهش ارزش موجودیهای کالا میگردد

در سیستم  سفارش کار

هزینه های درج شده در کارتهای هزینه تا زمان تکمیل سفارش به عنوان موجودی کالای در جریان ساخت محسوب میگردد و بهای تمام شده سفارشات تکمیل شده تا زمانی که تحویل نشده  و مالکیت انها به مشتری منتقل نگردیده است در حکم موجودی کالای ساخته شده میباشد

 در سیستم هزینه یابی مرحله ای فرایند تولید به مراکز هزینه یا دوایر تولیدی تقسیم میگردد

برای تخصیص مخارج به محصولاتی که وارد فرایند تولید شده اند ازدو روش میتوان استفاده نمود این دو روش عبارت از

۱ – روش هزینه یابی متغیر که اغلب هزینه یابی مستقیم نامیده میشود

۲ – هزینه یابی جذبی که هزینه یابی کامل نیز خوانده میشود

در روش هزینه یابی مستقیم کلیه هزینه ها باید به ثابت و متغییر طبقه بندی شود ؛ هزینه های مستقیم به هزینه های گفته میشود که به تناسب مستقیم تغییر در تولید ؛ در کل تغییر میکنند و هزینه های ثابت عبارت از هزینه های که علیرغم تغییر در سطح تولید در کل ثابت میمانند ؛ در روش هزینه یابی مستقیم تنها هزینه های به محصولات تخصیص میابد که مستقیما با تغییرات در سطح تولید تغییر میکنند ؛ بنابراین بر اساس این روش تنها باید هزینه های مواد اولیه ؛ دستمزد مستقیم و سربارمتغییر کارخانه در بهای تمام شده کالاهای درجریان ساخت و کالاهای ساخته شده منظور شود. به همین ترتیب بهای تمام شده کالاهای فروش رفته نیز صرفا باید شامل هزینه های متغیییر باشد

 در روش هزینه یابی مستقیم کلیه هزینه ها باید به ثابت و متغییر طبقه بندی شود ؛

هزینه های مستقیم به هزینه های گفته میشود که به تناسب مستقیم تغییر در تولید ؛ در کل تغییر میکنند و هزینه های ثابت عبارت از هزینه های که علیرغم تغییر در سطح تولید در کل ثابت میمانند ؛ در روش هزینه یابی مستقیم تنها هزینه های به محصولات تخصیص میابد که مستقیما با تغییرات در سطح تولید تغییر میکنند ؛ بنابراین بر اساس این روش تنها باید هزینه های مواد اولیه ؛ دستمزد مستقیم و سربارمتغییر کارخانه در بهای تمام شده کالاهای درجریان ساخت و کالاهای ساخته شده منظور شود. به همین ترتیب بهای تمام شده کالاهای فروش رفته نیز صرفا باید شامل هزینه های متغیییر باشدطبق روش هزینه یابی کامل یا جذبی ؛ کلیه هزینه ها اعم از هزینه های متغییر وثابت ؛ هزینه های مستقیم و غیر مستقیم که در کارخانه در فرایند تولید واقع میگردد به محصولات تخصیص داده میشود و دربهای تمام شده موجودیها منظور میگردد از نقطه نظر حسابداری و گزارشگری مالی خارجی(تهیه صورتهای مالی پایان دوره ) به طور کلی میتوان چنین بیان داشت که :

بهای تمام شده ؛ ان گونه که در مورد مواد و کالا بکارمیرود در اصل به مفهوم جمع مخارج قابل تخصیص و سایر هزینه های است که در رساندن اقلام موجودی به شرایط و موقعیت فعلی ان بطور مستقیم یا غیر مستقیم واقع میشود؛ بنابراین از نقطه نظر تهیه صورتهای مالی عدم احتساب هزینه های سربار در بهای تمام شده موجودیها ی کالا جزء روشهای پذیرفته شده حسابداری نمیباشد

 طرفداران روش هزینه یابی مستفیم معتقدند که اعمال این روش باعث میشود تا مدیریت به اطلاعاتی دست یابد که در مقایسه با اطلاعات فراهم شده از طریق روش هزینه یابی کامل در تعیین خط مشی قیمت گذاری و کنترل هزینه ها مفیدتر و اطلاعات مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل سود خالص ؛ تجزیه و تحلیل هزینه های ثابت و متغییر و تجزیه و تحلیل ارتباط بین سود ؛ هزینه ها و حجم فعالیت به سهولت قابل دسترسی خواهد بود. روش هزینه یابی مستقیم از نقطه نظر مالیاتی نیز پذیرفته شده نمیباشد زیرا به ارائه ارزش

موجودیهای کالا به مبلغی کمتر از میزان واقعی منجر میگرددولی علی رغم مطالب فوق به دلیل این که هزینه یابی مستقیم برای مدیریت در تصمیم گیریها ؛ کنترل هزینه ها و تهیه بودجه بسیار مفید است ؛ بکارگیری ان درسطح وسیع برای مقاصد داخلی همچنان ادامه دارد ؛ بانجام تعدیلات ساده ای در پایان هر دوره مالی میتوان بهای تمام شده موجودیها ی کالا و بهای تمام شده کالاهای فروش رفته را که مبنای هزینه یابی  مستقیم تعیین گردیده است برای مقاصد مالیاتی و گزارشگری مالی به یکی از مبانی پذیرفته شده تبدیل کرد هزینه یابی مرحله ایی برای هر دایره از تولید گزارش تولید تهیه می نماییم هر گزارش تولید تولید دارای ۴ قسمت (جدول ) می باشد

۱ – جدول مقداری  ۲- جدول معادل آحاد   ۳- جدول بهای تمام شده   ۴ – جدول تخصیص هزینه ها

جدول مقداری تولید

هدف از تهیه جدول مقداری تولید مشخص نمودن آحاد اقدام به تولید (شروع شده به تولید ) ، کالای در جریان اول دوره ،کالاهای تکمیل شده ، کالای در جریان پایان دوره می باشد (نشان دهنده آحاد ورودی  و خروجی ما می باشد )

برای مثال: شرکت آلفا تولید کننده محصول الف جهت جمع آوری هزینه های خود از سیستم هزینه یابی مرحله ایی  استفاده می نماید اطلاعات مربوط به مرحله ی اول تولید به شرح زیر می باشد :

اقدام به تولید ۲۰ واحد

تکمبل شده ۱۶ واحد

در جریان پایان ۴ واحد

حل مثال :

اقدام به تولید + کالای در جریان ابتداری دوره – کالای در جریان پایان دوره = کالای تکمیل شده و انتقالی به دوره ی بعد

    ۱۶= ۴ – ۰ + ۲۰

جدول معادل آحاد

جدول معادل آحاد بیانگر تعداد واحدهایی میباشد که با توجه به درصد تکمیلشان از هزینه های تولیدی سهم میبرند .

نحوه جذب عوامل تولید:

۱ جذب مواد: مواد ممکن است در ابتدای فرایند، بین ابتدا و انتها در نقطه ای از فرایند و یا در سراسر فرایند تولید جذب تولید گردد.

۲ هزینه های تبدیل: هزینه های تبدیل از زمانی که مواد وارد فرایند گشته و کار، بر روی ان شروع میشود تا زمانی که کالای در جریان در ان مرحله تکمیل شود جذب تولید میگردد.

مثال: با توجه به اطلاعات مثال قبل فرض کنید مواد در ابتدای فرایندوارد میشود و کالای در جریان پایان دوره از نظر تبدیل ۵۰% تکمیل است . مطلوبست معادل احاد تولید:

نکته: کالاهای تکمیل شده همیشه از نظر عوامل تولید ۱۰۰% می باشد.

نکته: هنگامی که مواد در ابتدای فرایند وارد میشود موجودی ها از نظر مواد ۱۰۰% تکمیل اند.

حل مثال :

کالای تکمیل شده از نظر مواد = با تکمیل شده + در جریان پایان دوره               ( ۲۰ = ۱۶+ ۴ )

کالای تکمیل شده از نظر تبدیل = با ۱۰۰% مواد + ۵۰% در جریان پایان دوره       ( ۱۸  = ۱۶+۲ )

در نتیجه معادل آحاد از نظر مواد ۲۰ و از نظر تبدیل ۱۸ می باشد

۳ جدول بهای تمام شده هر واحد

در این جدول هزینه های داده شده مربوط به دوره را تقسیم بر معادل احاد هر واحد تولید نموده تا بهای تمام شده یک واحد را بدست آوریم.

مثال : باتوجه به اطلاعات مثال قبل اگر هزینه های انجام شده طی دوره بابت هزینه های مواد ۶۰۰۰۰ ریال و شرکت بابت هزینه های تبدیل ۳۶۰۰۰ ریال متحمل شده باشد بهای تمام شده هر واحد محصول را بدست بیاورید .

حل مثال :

 

هزینه مواد  تقسیم بر معادل آحاد مواد  = بهای تمام شده یک واحد محصول از نظر مواد             (۳۰۰۰ = ۲۰/ ۶۰۰۰۰)

هزینه تبدیل تقسیم بر معادل آحاد تبدیل =بهای تمام شده ی یک واحد محصول از نطر تبدیل       (۲۰۰۰ = ۱۸/ ۳۶۰۰۰ )

بنابراین بهای تمام شده ی یک واحد محصول  ۵۰۰۰ می باشد 

۴)جدول تخصیص هزینه ها

در این جدول بهای کالای تکمیل شده و بهای کالای در جریان پایان دوره را محاسبه می نماییم .

معادل آحاد * بهای هر واحد از نظر مواد  مواد  = تخصیص هزینه مواد    (۴۸۰۰۰ = ۱۶* ۳۰۰۰)

معادل آحاد * بهای هر واحد از نظر تبدیل = تخصیص هزینه تبدیل         (۳۲۰۰۰ = ۱۶* ۲۰۰۰)

 

بنابراین بهای کالای تکمیل شده  ۸۰۰۰۰ می باشد .

 

سوال : با در نظر گرفتن یک کارگاه تولیدی کو چک بهای تمام شده ی محصول مورد نظر را به روش هزینه یابی مرحله ایی محاسبه نمایید ؟؟؟از مزایای این سوال این است که شما می توانید کارگاهی را با ذهنیت خود تصور کنید علاوه بر افزایش خلاقیت می توانید اطلاعات خود را محک بزنید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید