حسابداری مدیریت به توسعه کسب‌وکار چه کمکی می‌کند؟

0
49
حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکار کمک می‌کند تا تصمیم‌های استراتژیک آگاهانه گرفته شوند، شاخص کلیدی عملکرد اندازه‌گیری شود، کارکنان تشویق شوند، روابط تجاری مفید ایجاد شوند و منابع جدید توسعه‌ شناسایی شوند.

شرکت‌ها می‌توانند با رویکرد آینده‌نگر حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکار راه‌های جدیدی پیدا کنند. تقویت عملکرد کسب‌وکار و افزایش درآمد و سوددهی از اجرای تکنیک‌های حسابداری مدیریت در کل سازمان حاصل می‌شود. استانداردهای Management Accounting مدرن روی مسائلی بیش از صورت سود و زیان تمرکز می‌کنند و در عوض تا عمق عملیات‌های مهم مانند طراحی سیستم، تقویت روابط تجاری مفید در داخل و خارج سازمان، اجرای دقیق استراتژی عملکرد و تشویق کارکنان پیش می‌روند. مدیرانی که با یک تیم تخصصی حسابداری کار می‌کنند باید رویکرد مشارکتی و بین واحدی را در پیش بگیرند تا نتیجه دلخواه حاصل شود. حسابدارها متخصص اندازه‌گیری شاخص کلیدی عملکرد هستند به همین دلیل مهم است که در همه جای سازمان حضور داشته باشند به‌جای اینکه در نقش خود محدود شوند. حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکار نمی‌تواند یک بخش ساکت و منزوی از سازمان باشد بلکه باید پویا و خلاق باشد. در این مقاله به نقش مهم حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکار می‌پردازیم و ۳ راه تاثیرش را بررسی می‌کنیم.

۳ راه تاثیر حسابداری مدیریت در توسعه کسب‌وکار

  1. اندازه‌گیری عملکرد برای اجرای موثر استراتژی

قابلیت‌ تکنیک‌های حسابداری مدیریت مانند آنالیز سطح بالای استراتژی کسب‌وکار می‌تواند تهدیدهای خارجی برای اجرای استراتژی را تشخیص دهد. به‌محض اینکه یک شرکت، استراتژی یا هدف تعیین می‌کند، حسابداران مدیریت می‌توانند سیستمی طراحی کنند که با اندازه‌گیری عملکرد واقعی از طریق شاخص کلیدی عملکرد حصول هدف را ممکن کنند. مطابق این سیستم همه کارکنان باید برای اهداف شرکت کار کنند و همسو باشند.

کلید اصلی اندازه‌گیری جنبه‌های مختلف عملکرد در یک سازمان تعیین زیرساخت اصلی است که همه افراد سازمان به آن پایبند هستند. در این صورت می‌توان به‌صورت مستمر سیستم را تست کرد که شاخص کلیدی عملکرد چگونه نتیجه را اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص‌ها درواقع منعکس‌کننده ابعاد پنهان عملکرد سازمان هستند.

این مطلب را هم بخوانید:  دانلود رایگان: دستورالعمل بازرسی قانونی

شاخص کلیدی عملکرد باید بر اساس خصوصیات زیر ارزیابی شود:

  • تناسب: آیا عملکرد حداکثری روی شاخص‌ می‌تواند اهداف شرکت را حاصل کند؟ نتیجه شاخص نسبت به خواسته واقعی سازمان تا چه اندازه دقیق است؟
  • حساسیت: تا چه اندازه تصمیم‌های مدیریتی و عملکرد روی این شاخص اثر می‌گذارند؟
  • دقت: آیا شاخص می‌تواند اطلاعات را بدون خطا جمع‌آوری کند؟
  • سهولت: آیا شاخص می‌تواند با سیستم فعلی اندازه‌گیری شود؟

همه انتخاب‌های یک کسب‌وکار، انتخابی بین هزینه و سود هستند و انتخاب شاخص کلیدی عملکرد هم تابع همین قانون است. مهم‌تر اینکه هیچ شاخصی به‌تنهایی کافی نیست بلکه باید مجموعه بزرگی از شاخص‌ها وجود داشته باشد و به استراتژی سازمان متصل باشد تا اطمینان حاصل شود که اگر امروز تصمیمی گرفته می‌شود، فردا نتیجه دلخواه حاصل می‌شود و در آینده هم توسعه هدف اتفاق می‌افتد.

 

سال ۹۹ یک سال پر درآمد برای حسابدارهاست! اگر بخواهید سهمتون رو از این بازار بدست می آورید ؛ ویدئو رو ببینید:

  1. اندازه‌گیری عملکرد برای تشویق کارکنان

اندازه‌گیری عملکرد در سطح فردی وقتی به یک سیستم پاداش متصل باشد، یک ‌راه موثر برای تشویق کارکنان است. حسابدارها می‌توانند با تعیین راه‌های مناسب برای ارزیابی عملکرد کارکنان و پرداخت متناسب با پیشرفت هر سمت به شرکت‌ها کمک کنند تا به‌صورت موثر تشویق کارکنان را اجرا کنند.

البته پاداش مالی فقط وقتی می‌تواند باعث بهتر شدن بازده و تشویق کارکنان شود که خصوصیات زیر را داشته باشد:

  • اهداف تعیین‌شده چالش‌برانگیز هستند اما سخت و غیرممکن نیستند.
  • شاخص‌ کلیدی عملکرد با سطح کنترل سمت کارکنان هماهنگ است.
  • پاداش‌ مالی از دیدگاه فرهنگ جاری کارکنان به‌عنوان راهی منصفانه قلمداد می‌شود.
  • پاداش مالی توسط کارکنانی که با انگیزه‌های معنوی (مانند کمک به دیگران) تشویق می‌شوند هم پذیرفته‌شده است.

کلید اصلی یک سیستم موثر پاداش کارکنان این است که مطمئن شوید شاخص‌ها، پاداش‌ها و تصمیمات همسو هستند. کارکنان باید فقط برای نتیجه عملکردی که تحت کنترل آن‌هاست مسئول باشند. بر اساس اصل «قابل‌کنترل بودن»، مدیران هم باید بر اساس نتایجی که مستقیما کنترل می‌کنند ارزیابی شوند. عدم وجود قابلیت کنترل، استرس ایجاد می‌کند برای اینکه مدیران احساس می‌کنند که بر اساس شاخصی ارزیابی می‌شوند که تحت کنترل آن‌ها نیست. برای مقابله با این استرس، مدیران باید در سطح سازمانی همکاری کنند و با همتایان خود ارتباط موثر برقرار کنند تا مشکلات سازمانی که تحت کنترل آن‌ها نیست حل شوند.

  1. توسعه روابط داخل و خارج سازمانی

نقش حسابداران مدیریت در یک سازمان به ساخت ارتباط بین واحدها کمک می‌کند. برداشتن دیوارهای بین واحدهایی مانند بازاریابی، اجرایی و مالی منجر به توسعه‌های جدید می‌شود. اگر به حسابدارها مانند کارکنانی نگاه کنید که فقط در واحد حسابداری نیستند بلکه در واحدهایی مانند بازاریابی هم حضور دارند، در این صورت بازاریابی می‌تواند اطلاعات مناسب را در زمان مناسب دریافت کند و حسابدارها هم می‌توانند این اطلاعات را به داده مرتبط به تصمیم‌گیری تبدیل کنند تا بازاریاب‌ها بدانند روی کدام محصولات، خدمات و یا مشتری تمرکز کنند. آنالیز هزینه مشتری‌، محصولات و خدمات برای تصمیم‌گیری موثر ضروری هستند به همین دلیل تکنیک‌های مدرن محاسبه هزینه یا بهای تمام‌شده به‌صورت روزافزونی استفاده می‌شوند تا دیدگاه مناسب توام با استراتژی به دست بیاید و تصمیم‌های صحیح اتخاذ شوند.حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکار کمک می‌کند تا تصمیم‌های استراتژیک آگاهانه گرفته شوند، شاخص کلیدی عملکرد اندازه‌گیری شود، کارکنان تشویق شوند، روابط تجاری مفید ایجاد شوند و منابع جدید توسعه‌ شناسایی شوند.

این مطلب را هم بخوانید:  دانلود رایگان جزوه تهیه صورت مغایرت بانک

حسابداران مدیریت شاخص کلیدی عملکرد برای ایجاد، ارزیابی و تقویت روابط خارج سازمانی را هم ایجاد می‌کنند که می‌تواند منجر به توسعه بیشتر شود. یک‌راه خوب، حسابرسی اجرایی تامین کنندگان مواد وکالا در زنجیره تامین است. آگاهی از اینکه شرکای تجاری کارشان را مطابق توافق انجام می‌دهند اعتماد ایجاد می‌کند و روابط را تقویت می‌کند. روابط تجاری مفید به دلیل ریسک بالایشان معمولا نگرانی ایجاد می‌کنند که شامل ریسک عدم انجام تعهدات است که ممکن است ناشی از عدم توانایی یا سواستفاده باشد. از طرف دیگر فرصت‌های زیادی هم در این روابط وجود دارند برای اینکه می‌توانند امتیاز رقابتی برای برند ایجاد کنند؛ اما موفقیت هر رابطه تجاری به مدیریت رابطه بستگی دارد که شامل اجرای کنترل‌های لازم مانند اندازه‌گیری شاخص‌های کلیدی عملکرد است. اعتماد یکی از فاکتورهای موفقیت روابط تجاری مفید است و انواع زیادی راه‌های کنترلی وجود دارند تا اعتماد ایجاد شود؛ مثلا به اشتراک گذاشتن داده موجودی مواد و کالا با تامین کنندگان طرف قرارداد می‌تواند کمک کند تا زنجیره تامین به‌صورت الکترونیک و کنترل‌شده انجام شود و درعین‌حال اعتماد هم حاصل شود.

توسعه مهارت‌های حسابداری مدیریت

ابزارها و تکنیک‌های تصمیم‌گیری استراتژی به‌سرعت تغییر می‌کنند و بلافاصله قدیمی و غیرمفید می‌شوند. پس باید روی مهارت‌های تفکر منطقی، تفکر سریع، تفکر ایده-محور، کاربردپذیری، انعطاف‌پذیری و سرعت عمل تمرکز شود.

ازآنجایی‌که تصمیم‌گیری استراتژی، داده-محور است، مدیران باید به‌راحتی با داده کار کنند، قادر باشند ایده زیرساخت داده‌ را درک کنند، بتوانند داده را بخوانند و اطلاعات لازم را استخراج کنند. مدیران و رهبران باید بتوانند از ابزاری مانند نقشه استراتژی استفاده کنند تا اعتمادبه‌نفس در اقدامات کلیدی را افزایش دهند. نقشه استراتژی همه فرضیات در مورد نیازهای اجرایی استراتژی را نمایش می‌دهد و هر قدم لازم با توجه به اهداف محصولات، خدمات و سوددهی ترسیم می‌شود.

این مطلب را هم بخوانید:  معافیت بیمه ای پنج ساله ماده 80رااز دست ندهید!!

در دنیای داده-محور امروز، تکنیک‌های حسابداری مدیریت صاحبان کسب‌وکار را به مقصدی ورای سود و زیان کوتاه‌مدت هدایت می‌کند تا تصمیم‌های استراتژیک آگاهانه گرفته شوند. حسابدارها کاری بیش از ثبت تراکنش‌ها انجام می‌دهند از تکنیک‌های حسابداری مدیریت استفاده کرده یعنی در طراحی استراتژی سازمان، اندازه‌گیری شاخص‌های کلیدی عملکرد، تشویق کارکنان و ایجاد روابط تجاری مفید مشارکت می‌کنند تا منابع توسعه‌های جدید را پیدا کنند.

شما چگونه از حسابداری مدیریت برای توسعه کسب‌وکارتان استفاده می‌کنید؟

منبع: bizjournals.com

 

 

ارسال نظر و سوال

دیدگاه خود را وارد کنید
Please enter your name here