ماجرای کارحسابداری امیرحسین با لپ تاپ کاغذی اش

9
1654

کارحسابداری:

در این نوشته یک خاطره از آقای امیرحسین که بنا به دلایلی دوست نداشت نام خانوادگی اش منتشر شود برای شما منتشر نمودیم. شاید این سوال در همین ابتدا به ذهن شما خطور کند آیا ما هم می توانیم خاطرات کاری خود را در حوزه حسابداری ارسال کنیم؟ باید عرض کنیم بله با ارسال خاطره خود به بخش روابط عمومی پرشین حساب به ایمیل info@persianhesab.com می توانید تجربیات خود را از همین رسانه به اشتراک بگذارید. بزودی فراخوان این طرح خوب یعنی اشتراک گذاری تجربیات و خاطرات حسابداران و مدیران مالی از طریق رسانه های اجتماعی پرشین حساب منتشر خواهد شد.

داستان امیرحسین موضوعش صبوری و انعطاف پذیری در شغل حسابداری است! قابل توجه دوستانی که انتظار دارند همه چیز در همان نقطه شروع برای انجام کار حسابداری فراهم باشد. که همیشه اینطور نیست و باید کمی صبور و با سیاست باشید!

با عرض سلام به همه دوستان علاقمند به این بخش یعنی بخش تجربیات حسابداری ، من امیرحسین هستم ، فوق لیسانس حسابداری و مدرس دانشگاه در شهر تهران ، شاید نوشتن تجربه شیرین تر از نوشتن یک مقاله علمی باشه ، مخصوصا” اگه بخواهید که تجربه  شما دارای محتوی آموزشی باشه و یک نتیجه گیری خوب از آن کنید . من قصد داشتم یک مشکل و حل اون رو با یک تکنیک توپ ، خدمتتون توضیح بدم ولی گفتم این تجربه بهتره .

ادامه دادن و امیدداشتن من

ولی به هر جهت امیدوارم این نیمچه تجربه  من بیشتر بدرد دوستان بخوره ، من مطمئنم تجربیات شما عزیزان به مراتب بهتر از بنده است . مدرک لیسانسم را از دانشگاه فردوسی مشهد گرفته بودم و با اعتماد بنفس خیلی بالا آماده انجام کار حسابداری شده بودم ، از طریق آگهی همشهری با یک شرکت فروش و خدمات لوازم خانگی شروع به کارکردم . یک آقای مسنی مسئول بخش حسابداری اونجا بود ، یک دفتر بزرگ که حکم لب تابشو داشت همیشه باهاش بود و کلیه اطلاعات را در دفترش ثبت می کرد ، روش سنتی اندر سنتی ، یعنی اگر دفترشو میدید یک صفحش هم قابل آنالیز کردن نبود ، مدیر شرکت هم خیلی قبولش داشت و من قرار شد بهش کمک کنم .

این مطلب را هم بخوانید:  مدرک تحصیلی شما از چه دانشگاهی است ؟

لپ تاپ کاغذی خیلی جالب 

آموزشا شروع شد ، یه لب تاپ ، نه ببخشید یک دفتر تو مایه های دفتر خودش برام خریدند و قرار شد کنترل انبار رو من بنویسم ، چشمتون روز بد نبینه ، یه چیز میگم ، چه چیز میخونید ، قرو قاطیو بی درو پیکر ، هم حساب و بانکها این وضعیتو داشت ، هم انبارش . یه روز با مدیر صحبت کردم و درخواست کامپیوتر و نرم افزار را بهش دادم ، بعد از مخ زدن با کامپیوتر موافقت شد ولی با نر م افزار نه ، چون فقط دفتر و قبول داشت ، من گفتم باشه ، بعد از تحویل گرفتن یک سیستم خوف تو مایه های پنتیوم ۲ دست به کار انقلابی حسابدار گونه شدم . با ۷۵ هزار تومن اون موقع یک نر م افزار حسابداری و انبارداری خریدم. هیچوقت یادم نمیره اوایل خرداد بود و من بعد از ظهر ها اجازه ماندن در شرکت را گرفتم و بعد از یک هفته مرتب سازی امور مالی ، شروع به ثبت دقیق حسابها کردم تا بالاخره اواخر تیر ماه موفق به به روز کردن انبار و حسابها شدم . صبح روز بعدش وقتی طبق روال همیشه گزارش شمارش موجودیها را ازم خواستند ، اولین گزارش انبار شماره یک یعنی قطعات لوازم خانگی را به دفتر مدیر بردم و پس از توضیح موارد انجام شده گزارش را بهشون دادم ، چشاشون خیلی گرد شده بود ، هم مدیر مالی و هم مدیر شرکت ، گفتند چطوری ؟ روند را توضیح دادم ، خلاصه کار به جایی رسید که من شدم اوستای حسابداری و همکارمسنم هم پس از آموزش کامپیوتر و نرم افزار که بهش دادم ، شد یک حسابدار امروزی و درجه یک ، هدیه خیلی توپ هم ازشون گرفتم ، یک لب تاپ واقعی سونی ، از اونجا وارد فعالیتهای حرفه ای بازار کار شدم و الان خیلی از خودم راضیم.

این مطلب را هم بخوانید:  آیا میدانستید خودتان نحوه تشخیص مالیات را رقم می زنید نه ممیز؟

نتیجه این که اگر میخواهید پیشرفت کنید و یک باشید منتظر اتفاق خاصی نباشید ، همه چیز بستگی به خودتان دارد ، دوره آموزش تکمیلی مانند اکسل ، اکسس ، حسابداری اندروید و .. را دنبال کنید حتما” بهترین حسابدار ایران می شوید .

آرزوی موفقیت برای  کاربران بسیار محترم این سایت را دارم .

9 دیدگاه ها

        ارسال نظر و سوال

        دیدگاه خود را وارد کنید
        Please enter your name here