از حسابداری موسسات تولیدی چه می‌دانید؟

2
1448
حسابداری موسسات تولیدی

روزانه تعداد زیادی از محصولات توسط شرکت های تولیدی از مواد اولیه تولید می شود. این محصولات به سایر تولید کنندگان و عمده فروشان فروخته می شوند. بنابراین کارکرد اصلی یک تجارت تولیدی، تولید است. در چنین وضعیتی، همیشه این احتمال وجود دارد که سایر کارکردهای مهم اما غیر اصلی مانند حسابداری نادیده گرفته شوند.
در این نوشتار قصد داریم شما را با نحوه حسابداری در موسسات تولیدی آشنا کنیم. در پایان با ذکر مثالی فهم این مطلب را آسان تر میکنیم.

تفاوت اصلی شرکتهای تولیدی و بازرگانی

شرکتهای تولیدی مواد اولیه می خرند، تولید( پردازش ) میکنند و سپس می فروشند. اما در موسسات بازرگانی کالای در جریان ساخت وجود ندارد. یک شرکت بازرگانی، کالا را خریداری کرده و با شرایط فروش به فروش میرساند. بنابراین بهای تمام شده کالای فروش رفته همان قیمت خرید کالای فروخته شده است. در مقابل یک شرکت تولیدی، مواد خریداری شده را به کالا تبدیل کرده و سپس می فروشد. بهای تمام شده کالای فروش رفته در موسسات تولیدی شامل بهای مواد، دستمزد و دیگر هزینه های تولیدی است.

اهمیت حسابداری بهای تمام شده

حسابداری بهای تمام شده یک ابزار مهم در اختیار مدیر سازمان است که آنها را در برنامه ریزی، کنترل و بررسی نتیجه فعالیتها، یاری می دهد. مدیریت با استفاده از حسابداری صنعتی، بهای تمام شده تولید را محاسبه می کند و بر روی هزینه های مواد، دستمزد و سایر هزینه های تولید، نظارت می کند.

حسابداری موسسات تولیدی

حسابداری موسسات تولیدی از جهت موجودی و بهای عوامل تولیدی از موسسات بازرگانی متفاوت است. شرکتهای تولیدی مواد خام را خریداری کرده و از طریق فرآیند تولید به محصول نهایی تبدیل میکنند. این مواد خام با ترکیب نیروی انسانی (کار) و ماشین به محصول نهایی تبدیل می شود. بنابراین بهای عوامل تولید اغلب به سه گروه زیر تقسیم میشود:

  • مواد مستقیم
  • دستمزد مستقیم
  • سربار ساخت

اکثر شرکتهای تولیدی جدول بهای تمام شده کالاهای تولید شده یا فروش رفته را تهیه می کنند. چنین جدولی ممکن است تهیه و در صورت سود و زیان گزارش شود. سه موجودی پایان دوره زیر در ترازنامه هم گزارش میشوند.

 

این تابستون، شب عید حسابدارهاست! اگر می‌خواهید سهمتون رو از این بازار بگیرید، حتما این ویدئو رو ببینید:

تولید کنندگان اغلب یک سیستم دائمی موجودی کالا را برای سه نوع مختلف موجودی ها براساس اشکال فیزیکی مختلف تولیدات نگه داری میکنند. به این شکل که آنها از مواد خام تا کالای ساخته شده تبدیل میشوند.

این مطلب را هم بخوانید:  طراح تکنیکال حسابداری شوید

تولید کنندگان کدام حسابهای موجودی را نگه داری می کنند؟

۱. موجودی مواد خام عبارت است از مواد در دست و آماده برای استفاده در فرآیند تولید.
۲. موجودی کالای در جریان ساخت که عبارت است از کالاهایی که تا اندازه ای تکمیل شده به محض اینکه فعالیت های تولیدی شروع شده باشد، اما هنوز کامل نشده اند.
۳. موجودی کالای ساخته شده عبارت است از تولیدات تکمیل شده ای که تا پایان دوره فروخته نشده و برای فروش به مشتریان در دسترس هستند.

همه این سه حساب موجودی در ترازنامه به عنوان دارایی های جاری و به ترتیب موقعیتشان در فرآیند تولید، طبقه بندی میشوند.

در حسابداری مؤسسات تولیدی برای آنکه رویدادهای مالی فرآیند تولید را نشان دهند از حساب کالای در جریان ساخت استفاده می کنند و هزینه های مواد، دستمزد و سربار و کالای در جریان ساخت اول دوره را در بدهکار این حساب منظور می کنند. حساب کالای در جریان ساخت ماهیت بدهکار دارد و در صورتی که کالایی ساخته شد و فرآیند انبار شدن آن آغاز شد عملیات حسابداری انبار، آن را در حساب کالای ساخته شده نشان می دهد. یعنی حساب کالای در جریان ساخت بستانکار می شود و حساب کالای ساخته شده بدهکار میشود.

حساب کالای ساخته شده نیز ماهیت بدهکار دارد و بابت موجودی کالای ساخته شده اول دوره و کالای ساخته شده طی دوره بدهکار می شود. و اگر کالایی فروش رفت بابت قیمت تمام شده کالای فروش رفته بستانکار میشود.
یک شرکت تولیدی برای حساب کردن تمام هزینه هایی که هنگام تهیه محصولات برای فروش مجدد انجام می دهد، هزینه کالاهای تولیدی را دارد.

هزینه کالاهای تولیدی شامل سه نوع موجودی است: مواد مستقیم، کار فرایند(کالای در حال ساخت) و کالاهای نهایی.

صورت سود و زیان موسسات تولیدی چگونه به دست می آید؟

صورت سود و زیان موسسات تولیدی طی چهار مرحله بدست می آید که گزارشات مربوط به آن را گزارش های چهارگانه می نامیم:
۱. گزارش مصرف مواد
۲. گزارش هزینه های تولید (بهای تمام شده کالای ساخته شده)
۳. گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته
۴. گزارش سود و زیان

مواد مستقیم

مواد خام و اجزای مختلف مورد استفاده در تولید که مستقیما قابل رهگیری به محصولات ساخته شده است. به عنوان مثال، برای ساخت یک اتومبیل، بدنه، چرم یا پارچه صندلی ها، و تمام قطعات  که زیر کاپوت هستند که مستقیماً در ساخت خودرو ردیابی میشوند، موجودی مواد مستقیم است.

مواد غیر مستقیم

مواد مصرفی که برای تکمیل کالا ضروری است اما به علت مصرف اندک نتوان آن را به عنوان مواد مستقیم مصرفی تولید طبقه بندی کرد، مواد غیرمستقیم محسوب میشود. مانند مصرف میخ در ساخت میز و کمد چوبی. در سیستم دائمی موجودی کالا، بهای مواد مستقیم خریداری شده به صورت مستقیم به بدهکار حساب موجودی مواد برده میشوند و زمانی که مواد به خط تولید فرستاده میشوند، بهای آنها از موجودی مواد خام به حساب موجودی در جریان ساخت برده میشوند.

این مطلب را هم بخوانید:  دانلود رایگان اکسل گزارش نقدینگی حساب بانک

دستمزد مستقیم

دستمزد مستقیم شامل دستمزد کارگران و دیگر هزینه های لیست حقوق کارکنان که مستقیما قابل رهگیری به محصولات ساخته شده اند چه دستی باشند چه مکانیزه میباشد. برای ثبت هزینه های دستمزد کارگران مستقیم تولیدی و تخصیص این هزینه ها به محصولات تحت ساخت از حساب دستمزد مستقیم استفاده میشود. زمانی که کارگران در فرایند تولید طی دوره شرکت میکنند، این حساب بستانکار میشود و حساب کالای در جریان ساخت که نشان دهنده بهای دستمزد مستقیم تخصیص یافته به تولید است، بدهکار میشود.

سربار ساخت

شامل همه بهای عوامل مختلف تولیدی غیر از مواد مستقیم و دستمزد مستقیم میباشد. مثلا هزینه آب و برق کارخانه، حقوق سرپرست، استهلاک ماشین آلات و هزینه تعمیر و نگه داری تجهیزات و… . حساب سربار به منظور ثبت هزینه های طبقه بندی شده به عنوان سربار و تخصیص این هزینه ها به تولید در جریان ساخت استفاده میشود.

نرخ های جذب سربار

به عنوان یک بهای غیر مستقیم تولیدی، هزینه های سربار نمیتوانند به آسانی و مستقیما به واحد های تولیدی خاص رد یابی شوند. بنابراین سربار تولیدی از طریق استفاده نرخ های جذب سربار به محصولات سرشکن میشوند. نرخ جذب سربار در شروع هر دوره و به صورت زیر تعیین و برآورد میشوند:
نرخ جذب سربار= سربار ساخت برآورد شده / مبنای جذب سربار.

کسر و اضافه جذب سربار

با استفاده از نرخ برآوردی جذب، هزینه های سربار، جذب تولید میشود. در ثبت حسابداری، حساب کالای در جریان ساخت بدهکار و حساب کنترل سربار بستانکار میشود. زمانی که هزینه های واقعی سربار رخ میدهند، حساب کنترل سربار بدهکار میشود. بنابراین حساب سربار، هزینه های واقعی و برآوردی را به ترتیب در طرف بدهکار و بستانکار نشان میدهد.
در پایان دوره، مانده حساب سربار، انحراف هزینه های سربار را نشان می دهد. این مانده در صورت بستانکار بودن، اضافه جذب سربار و در صورت بدهکار بودن کسر جذب سربار است. انحراف سربار پس از تجزیه و تحلیل می بایست به بهای تمام شده کالای فروش رفته و موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره و کالاهای تکمیل شده سرشکن شود.

بهای اولیه

بهای اولیه شامل جمع هزینه هایی که به طور مستقیم در ساخت کالا به کار می رود.

بهای اولیه = دستمزد مستقیم+ مواد اولیه مصرفی مستقیم.

بهای تبدیل

بهای تبدیل مواد خام به محصولات ساخته شده را بهای تبدیل می نامند.

این مطلب را هم بخوانید:  هزینه های ظرفیت...! را مدیریت کنید (بخش اول)

بهای تبدیل = سربار ساخت + دستمزد مستقیم.

تفاوت هزینه تولید با هزینه دوره

هزینه های عملیاتی که با دوره زمانی در ارتباط هستند و نه با تولید موجودی ها، هزینه دوره اند. این هزینه ها به صورت مستقیم به حساب های هزینه برده می شوند. با این فرض که زمان رخ دادن، منافع آنها به طور کامل شناسایی میشوند.

سه عامل بهای تولید که بهای ساخت هم نام دارند در زمان رخ دادن به عنوان هزینه شناسایی نمیشوند. در ترازنامه نیز به عنوان موجودی ها گزارش میشوند. چون میتوانند با درآمدهای خاصی از تولید در ارتباط باشند. همچنین هنگام فروش به منظور تطبیق با درآمد ها به صورت سود و زیان منتقل میشوند. به طور مثال: بهای تمام شده کالای فروش رفته.

مثال

یک کارخانه به تولید سه نوع محصول به نام محصول الف، ب و ج اشتغال دارد. هزینه های اولیه آنها شامل مواد اولیه مبلغ ۷،۰۰۰،۰۰۰ ریال، دستمزد مستقیم ۳،۰۰۰،۰۰۰ ریال و هزینه های غیرمستقیم تولید (سربار ساخت) ۲،۵۰۰،۰۰۰ ریال میباشد.
۴۰ % از مواد اولیه، ۳۰ % از دستمزد مستقیم و ۲۰ % از هزینه های غیرمستقیم برای تولید محصول الف به مصرف رسیده است.
۳۵ % ازمواد اولیه، ۲۵ % از دستمزد مستقیم و ۲۰ % از هزینه های غیرمستقیم برای تولید محصول ب مصرف شده است.
بقیه مواد اولیه، دستمزد و سایر هزینه های غیرمستقیم جهت تولید محصول ج مصرف شده است.

در پایان دوره مالی معادل ۸۰ % از هزینه های تولید محصول الف و معادل ۷۰ % از هزینه های تولید محصول ب و معادل ۱۰۰ % از هزینه های تولید محصول ج به کالای ساخته شده تبدیل گردیده است.

در این مسئله قصد داریم حساب کنترل در جریان ساخت هر سه محصول را تهیه کنیم:

کنترل در جریان ساخت

 

کالای در جریان ساخت محصول الف

مواد اولیه ۲،۸۰۰،۰۰۰=۴۰%*۷،۰۰۰،۰۰۰

دستمزد ۹۰۰،۰۰۰=۳۰%*۳،۰۰۰،۰۰۰

سربار ۵۰۰،۰۰۰=۲۰%*۲،۵۰۰،۰۰۰

کالای در جریان ساخت محصول ب

مواد اولیه ۲،۴۵۰،۰۰۰=۳۵%*۷،۰۰۰،۰۰۰

دستمزد ۷۵۰،۰۰۰=۲۵%*۳،۰۰۰،۰۰۰

سربار ۵۰۰،۰۰۰=۲۰%*۲،۵۰۰،۰۰۰

کالای در جریان ساخت محصول ج

مواد اولیه ۱،۷۵۰،۰۰۰=۲۵%*۷،۰۰۰،۰۰۰

دستمزد ۱،۳۵۰،۰۰۰=۴۵%*۳،۰۰۰،۰۰۰

سربار ۱،۵۰۰،۰۰۰=۶۰%*۲،۵۰۰،۰۰۰

محاسبات کالای در جریان ساخت

 

مانده حساب کنترل کالای در جریان ساخت، بهای تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره را نشان میدهد. محصولاتی که طی دوره مالی فرآیند تولید را کامل نکرده باشند، به عنوان موجودی کالای درجریان ساخت پایان دوره در این حساب باقی میمانند. این محصولات در دوره مالی بعد تکمیل شده به مراحل بعدی یا به انبار کالای ساخته شده منتقل میگردند.
اگر در یک کارخانه چند نوع محصول ساخته شود و یا اگر محصولات یک کارخانه در چند دایره تولید شوند، در دفتر کل یک حساب تحت سرفصل حساب کنترل کالای در جریان ساخت در نظر گرفته میشود.
و در دفتر معین برای هر محصول یا برای هر دایره حسابی جداگانه تحت سرفصل حساب کالای در جریان ساخت محصول و یا کالای در جریان ساخت دایره در نظر گرفته میشود.

2 دیدگاه ها

  1. با سلام در یک شرکت تولیدی … هزینه حقوق انباردار و نصاب ها و مسئول خرید را جزو دستمزد مستقیم حساب کرده اند آیا این صحیح است ؟

    • سلام

      هزینه هایی که مستقیما در تولید محصول دخیل هستند هزینه مستقیم و مابقی غیر مستقیم باید اورده شود و هزینه های یاد شده فوق نیز باید در غیر مستقیم قید شود

ارسال نظر و سوال

دیدگاه خود را وارد کنید
Please enter your name here