تفاوت ابلاغ واقعی و ابلاغ قانونی برگ تشخیص؛ با ذکر مثال

4
764 بازدید
تفاوت ابلاغ واقعی و ابلاغ قانونیِ برگ تشخیص؛ با ذکر مثال

پس از رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک شما، اداره امور مالیاتی مربوطه، مالیات متعلق را از طریق برگ تشخیص به شما ابلاغ می‌کند. بسته به اینکه ابلاغِ صورت‌گرفته، واقعی باشد یا قانونی، تفاوت مهمی در قابلیت اعتراض شما به برگ تشخیص ایجاد می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید بدانید که ابلاغ برگ تشخیص، چه زمانی واقعی است و چه زمانی قانونی و اثر هر کدام در قابلیت اعتراض شما چیست با ما همراه باشد.

چند نکته

قبل از اینکه وارد بحث ابلاغ شویم، چند نکته را یادآور می‌شویم. اول این‌که مقررات مربوط به ابلاغ در مواد ۲۰۳ تا ۲۰۹ قانون مالیات‌های مستقیم ذکر شده است و طبق ماده ۲۰۹ همین قانون، اگر در موردی، مقررات، مبهم یا ساکت بود باید به مقررات ابلاغ در قانون آیین دادرسی مدنی مراجعه کرد. دوم این‌که، این مقررات برای ابلاغِ همه اوراق مالیاتی است ولی چون بیشتر برای ابلاغ برگ تشخیص به کار می‌رود و اثر آن بیشتر ناظر به اعتراض و رسیدگی در هیئت‌های حل اختلاف ملموس است، ما این نوشته را به برگ تشخیص محدود کرده‌ایم و نکته سوم این‌که عبارت «ابلاغ قانونی» در مقابلِ ابلاغ غیرقانونی نیست بلکه ابلاغ یا واقعی است یا قانونی، هر گاه ابلاغ، واقعی نباشد، قانونی خواهد بود.

ابلاغ واقعی به شخص حقیقی

فرض کنید خانم بهبهانی، دارنده یک فروشگاه مانتو است و با پایان سال مالی و پس از رسیدگی به اظهارنامه و اسناد و مدارک، برگ تشخیص مالیات صادر شده و به مأمور ابلاغ داده می‌شود تا به او ابلاغ کند. پس از مراجعه مأمور ابلاغ، اگر برگ تشخیص به خود مؤدی (یعنی خانم بهبهانی) یا در صورت عدم دسترسی به او، در محل سکونت یا کار او، به یکی از بستگان (مثلاً فرزند خانم بهبهانی) یا مستخدمین او (مثلاً مستخدم خانه یا کارگری که برای او در فروشگاه کار می‌کند) ابلاغ شود، ابلاغ، واقعی است (ماده ۲۰۳ ق.م.م).

ابلاغ قانونی به شخص حقیقی

اگر در مثال بالا، نه خانم بهبهانی و نه بستگان و مستخدمین او در محل حضور نداشته باشند یا حضور داشته باشند اما از دریافت برگ تشخیص خودداری کنند، در این‌صورت مأمور ابلاغ، نسخه اول را به دربِ محل، الصاق می‌کند و تاریخ الصاق، تاریخ ابلاغ برگ تشخیص خواهد بود، در چنین صورتی، ابلاغ صورت‌گرفته، قانونی است (تبصره ۱ ماده ۲۰۳ ق.م.م).

حتما بخوانید:  چالش های واقعی حساب سود و زیان تسعیر ارز

ابلاغ واقعی به ادارات دولتی یا وابسته به دولت

ممکن است بپرسید مگر اشخاص دولتی طبق ماده ۲ قانون مالیات‌های مستقیم، معاف از مالیات نیستند؟ پاسخ این است که اولاً چنانکه در ابتدا ذکر شد، مقررات ابلاغ در مورد همه اوراق مالیاتی است و نه فقط برگ تشخیص؛ بنابراین اوراق مختلفی ممکن است به مؤسسات وابسته به دولت ابلاغ شود ثانیاً طبق تبصره ۲ ماده ۲، اگر حتی همین اشخاص، فعالیت اقتصادی داشته باشند باید مالیات درآمدهای ناشی از فعالیت‌های خود را پرداخت کنند، بنابراین برای این اشخاص هم احتمال صدور برگ تشخیص وجود دارد.

با این مقدمه، فرض کنید در اینجا برگ تشخیص برای اداره راه و شهرسازی شهر نیشابور صادر شده است. در این‌صورت هر گاه برگ تشخیص به رئیس اداره یا قائم‌مقام رئیس یا رئیس دفتر او ابلاغ شود، ابلاغ به‌صورت واقعی انجام گرفته است (ماده ۲۰۵ ق.م.م).

ابلاغ قانونی به ادارات دولتی یا وابسته به دولت

قانون مالیات‌های مستقیم نگفته است که اگر رئیس اداره یا قائم‌مقام رئیس یا رئیس دفتر او از دریافت برگ مالیاتی خودداری کنند چه می‌شود. ماده ۷۵ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر داشته در این‌صورت مراتب در برگ اخطاریه قید و اوراق اعاده می‌شود، چنین فردی متخلف محسوب شده و طبق قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مجازات خواهد شد. جالب آن‌که این قانون هم در مورد واقعی یا قانونی بودن ابلاغ سخنی نگفته ولی در هر حال چنین ابلاغی را باید قانونی محسوب کرد.

ابلاغ واقعی و قانونی به شرکت‌های تجاری و سایر اشخاص حقوقی (غیردولتی)

طبق ماده ۲۰۶ و تبصره آن اگر مؤدی، شرکت تجارتی (چه دولتی مانند شرکت سهامی بیمه ایران و چه غیردولتی) یا شخص حقوقی غیردولتی (مانند اتحادیه صنف آهن‌فروشان) باشد، در این‌صورت اگر برگ تشخیص به‌طور مثال برای مؤسسه حمل و نقل آزادی (شرکت تجارتی غیردولتی) صادر شده و برگ صادره به مدیر یا صاحبان امضای مجاز یا مستخدمین (مانند منشی یا حسابدار) آن ابلاغ شود، ابلاغ به‌صورت واقعی انجام گرفته است و در صورت خودداری این اشخاص، ابلاغ، قانونی خواهد بود.

حتما بخوانید:  مالیات تکلیفی چیست و تخلف از آن چه پیامدهایی دارد؟

مقایسه آثار ابلاغ واقعی و قانونی برگ تشخیص

برای ساده شدن بحث، خانم بهبهانی را در نظر بگیرد که برگ تشخیص به او ابلاغ شده است؛ حالا یکبار فرض کنید که به او ابلاغ واقعی شده است (مثلاً خود او برگ ابلاغی را دریافت نموده) و بار دیگر فرض کنید که ابلاغ به‌صورت قانونی انجام گرفته است (مثلاً از دریافت برگ تشخیص خودداری کرده است)؛ در این‌صورت:

۱٫ هم در ابلاغ واقعی و هم قانونی، او ظرف ۳۰ روز پس از ابلاغ می‌تواند به برگ تشخیص اعتراض کند (ماده ۲۳۸ ق.م.م).

۲٫ در صورتی‌که خانم بهبهانی ظرف ۳۰ روز اعتراض نکند و مهلت اعتراض منقضی شود، اگر ابلاغ، به‌صورت واقعی انجام شده باشد، برگ تشخیص قطعی می‌شود و دیگر امکان اعتراض وجود نخواهد داشت (ماده ۲۳۹ ق.م.م) اما اگر ابلاغ، قانونی باشد، او خودبخود معترض شناخته شده و پرونده‌اش مستقیماً به هیئت حل اختلاف بدوی ارجاع می‌شود (تبصره ماده ۲۳۹ ق.م.م).

۳٫ اگر خانم بهبهانی ظرف مهلت مقرر (یعنی ۳۰ روز) به برگ تشخیص اعتراض کند، در صورت واقعی بودنِ ابلاغ، مؤدی این فرصت را دارد که با رئیس اداره مالیاتی توافق کند و اگر توافق حاصل نشد، می‌تواند به هیئت بدوی حل اختلاف شکایت ببرد (ماده ۲۳۸ ق.م.م) ولی در صورت قانونی بودن ابلاغ، طبق تبصره ماده ۲۳۹، او فرصت توافق با رئیس اداره مالیاتی را از دست خواهد داد (تبصره ماده ۲۳۹ ق.م.م). بنابراین تا اینجا معلوم شد که اگر ابلاغ برگ تشخیص، قانونی باشد، پرونده مؤدی در هر صورت (اعتراض بکند یا نکند) به هیئت حل اختلاف بدوی می‌رود (مگر اینکه با ارسال نامه تمکین خطاب به رئیس اداره مالیاتی مربوطه، قبولی خود را نسبت به برگ تشخیص اعلام کند که در این‌صورت پرونده وی بدون ارجاع به هیئت، مختومه می‌شود)

۴٫ طبق ماده ۲۴۴ ق.م.م هر هیئت حل اختلاف، از سه نفر تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها به انتخاب مؤدی (از بین نهادهای مذکور در بند ۳ همان ماده) خواهد بود اما در ادامه همین بند آمده است که اگر ابلاغ، به‌صورت قانونی انجام گرفته باشد، این فرصت برای خانم بهبانی از دست خواهد رفت و سازمان امور مالیاتی، نماینده مؤدی در هیئت را انتخاب خواهد نمود، در مقابل در ابلاغ واقعی، او فرصت انتخاب نماینده خود از مراجع مذکور در بند ۳ ماده ۲۴۴ را داراست (مگر این‌که از این فرصت خود استفاده نکند).

حتما بخوانید:  نحوه محاسبه مالیات بر درآمد موسسات خیریه

ابلاغ واقعی یا قانونی؛ کدام یک به نفع شماست؟

با مقایسه آثار این دو نوع ابلاغ معلوم می‌شود که شاید این دو نوع ابلاغ از حیث آثار قانونی، تفاوت زیادی با یکدیگر نداشته باشند (مخصوصاً این‌که قانون در ابلاغ قانونی این فرصت را به مؤدی داده است که پرونده‌ی او حتی بدون اعتراض در هیئت بدوی مورد رسیدگی قرار گیرد) اما قطعاً واضح است که مؤدی‌ای که می‌خواهد از تمام فرصت‌ها برای دفاع از خود در رسیدگی به دفاتر و مدارک و اعتراض به برگ تشخیص استفاده کند ابلاغ قانونی را به نفع خود نمی‌بیند چون در این‌صورت چه بسا بدون این‌که از ابلاغ اوراق مالیاتی مخصوصاً برگ تشخیص آگاه شود (عدم حضور در محل یا خودداری از دریافت برگ تشخیص)، پرونده او بدون حضور وی در هیئت، رسیدگی و مختومه شده و با انقضای مهلت تجدیدنظر، فرصت اعتراض به رأی صادره توسط هیئت بدوی (چه در هیئت تجدیدنظر و چه در شورای عالی مالیاتی و دیوان عدالت اداری) را از دست بدهد، درحالی‌که با ابلاغ واقعی، علاوه‌بر این‌که مؤدی از محتوای تمام اوراق ابلاغ‌شده آگاه می‌شود، در مورد برگ تشخیص، هم امکان توافق با رئیس اداره مالیاتی را داراست و هم این‌که امکان حضوری فعال در هیئت‌ها داشته و از فرصت اعتراض به شورای عالی مالیاتی و دیوان عدالت اداری برخوردار است؛ بنابراین پیشنهاد پرشین حساب این است اگر محل فعالیت خود را تغییر می‌دهید، به اطلاع اداره مالیاتی مربوطه اطلاع برسانید و مهم‌تر این‌که هیچ‌گاه از دریافت اوراقِ ابلاغی خودداری نکنید زیرا اگر از دریافت اوراق سود نکنید قطعاً ضرر هم نخواهید کرد.

اسلایدر جشنواره عید تا عید ۹۸

4 دیدگاه‌ها

  1. سلام و عرض ادب خدمت شما و تمامی دست اندرکاران سایت وزین پرشین حساب
    ضمن تشکر بابت مطالب درج شده، تنوع مطالب و اشاره به نکات ریز و فنی در مباحث مالیاتی، یکی از عمده مواردیست که سایت پر طرفدار شما را با سایر سایتهای مشابه، متمایز میکند.
    سلامتی و موفقیت هر چه بیشتر شما را خواستارم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید