راز میلیاردر شدن احد عظیم زاده بزرگترین تاجر فرش

0 442

ریسک پذیری

واژه های ریسک گریزی و ریسک پذیری بیشتر در بازار سرمایه به کار گرفته میشود و با شنیدن آن به یاد سهام و بورس می افتیم. کسی که در بازار سهام ریسک پذیر باشد وارد بازار میشود و به معامله اقدام میکند اما کسی که ریسک گریز باشد هیچ تلاشی برای موفقیت ندارد. پدارن ما افرادی ریسک گریز بودند چرا که راحت ترین راه سرمایه گذاری یعنی خرید زمین را انتخاب کردند.  اما نسل های امروزی انسان های ریسک پذیر تری هستند و راه های مختلفی را برای کسب درآمد امتحان میکنند.

اما ارتباط این مطلب با زندگی نامه بزرگترین تاجر فرش چیست؟
احد عظیم زاده برترین تاجر فرش با توجه به زندگی نامه ای که از خود منتشر نمودند خود را فردی ریسک پذیر معرفی کردند و جوانان کشور را به حرکت و ریسک کردن تشویق نمودند. ایشان عنوان کردند که افراد ریسک پذیر با ۹۰ تا ۹۵ درصد احتمال موفقت دارند و ۵ تا ۱۰ درصد احتمال شکست . پس بهتر است که به بیشترین احتمال حرکت کنند.

پیشنهاد میکنم زندگی نامه ایشان را مطالعه نمایید و در انتها هم از برخی نظرات کاربران عزیز بهره بگیرید. افرادی که از برترین کاربران سایت پرشین حساب هستند و در گروه ثروت آفرینان با ما در ارتباطند.

ریسک پذیری

راز میلیاردر شدن احد عظیم‌زاده،
بزرگترین تاجر فرش و یتیم‌نواز ایرانی

” هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم. امکانات مالی ما اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالی‌بافی کنم. تا ۱۳ سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲ بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.
کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن‌ها از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آن‌ها یک یا دو تومان (نه هزار یا ۲هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال این‌چنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در ۱۸ سالگی توانستم ۲۰ هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.
در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرش‌بافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او ۲۰ هزار تومان قرض کردم و ۶۰ هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد ۱۰۰ هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.
وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا ۲ سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.
اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آن‌جا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آن‌جا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای ۱۵ روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.
زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم.
به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با ۱۰ درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.
شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله ۶٫۵ میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه ۱۰۰ هزار تومانی من که ۸۰ هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای این‌چنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم… کسب‌وکارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس، یا از آن‌ها عکس می‌گرفتم و با الهام از آن‌ها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.
می‌پرسید هدف من چیست؟ و چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر من را ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه یک هتل ۶۰۰ نفر به طور مستقیم کار می‌کنند.
من برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ یتیم‌نوازی. افتخار می‌کنم ۲ سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو ۱۰۰ کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغال‌زایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون ۱۰۷۰ بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال ۱۰۰ بچه به آن‌ها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا ۱۰ سال بعد از عمرم هر سال ۱۰۰ بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از ۱۰ سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.”

ریسک پذیری
احد عظیم زاده میلیاردر تبریزی در همین ایرانی ارزش‌آفرین وثروت‌آفرین شده است که هنوز هم خیلی‌ها می‌گویند محیط مناسبی برای کسب و کار ندارد…

و اما نظرات دوستان :

  • نظر خانم فاطمه موسی زاده از تهران شرکت کننده پر تلاش دوره سوم حسابداران ثروت آفرین

در خصوص مطلب ” راز میلیاردر شدن احد عظیم‌زاده، بزرگترین تاجر فرش و یتیم‌نواز ایرانی ” به نظر من مهمترین چیز هدفگذاری در زندگی می باشد و سپس مشخص نمودن نقشه راه جهت رسیدن به هدف وبهترین انتخاب پس از رسیدن به اهداف سهیم کردن دیگران در آن موفقیت می باشد تا موفقیت چشمگیرتر و به دور از حرص و طمع نصیب گردد.

  • نظر آقای محمد حسین هوشیارزاده از شیراز شرکت کننده پر تلاش دوره سوم حسابداران ثروت آفرین

در مورد داستان زندگی آقای عظیم زاده
به نظر بنده مهمترین دلیل موفقیت ایشان نترسیدن از شکست و اقدام و عمل هست و در کنار عدم ترس ،مصمم بودن رسیدن به هدف و تلاش و کوشش و هوشمندانه کار کردن هم دلایل دیگری دال بر موفقیت این کارآفرین موفق می باشد.

  • نظر آقای مسعود صادق زاده از سبزوار شرکت کننده پر تلاش دوره سوم حسابداران ثروت آفرین

سلام و عرض خسته نباشید
در رابطه با مطلبی که در کانال گذاشتین…
بنده به این موضوع اعتقاد دارم که بعد ازهر تلاش و کوششی و همچنین سختی دادن به خود در راستای اهدافت در نهایت موفقیت رو به همراه داره.
در این رابطه اقای عظیم زاده با پشتکار خودش و همچنین سرمایه گذاری برروی یادیگیری و تجربه خود در مسافرت به اروپا تونسته به این در امد برسه …
با تشکر مسعود صادق نیا از سبزوار

  • نظر خانم طاهردلجو از رامسر شرکت کننده محترم دوره سومبا سلام خدمت شما استاد محترم و دوستان پرشین حساب
    در خصوص سرگذشت اقای عظیم زاده باید بگم ایشون مصداق این جمله ” که افراد موفق درست درجایی که دیگران دست از تلاش برمی دارند به راهشون ادامه میدن” هستند شاید اگر کس دیگه ای جای ایشون بود نداشتن اطلاعات کافی درباره صادرات و یا زبان کشورهای دیگه براش محدودیت بوجود میاورد ولی ایشون اونقدر مصمم و هدفمند بودن که با جسارت تمام به راهشون ادامه دادن و موفق شدن.

اینها تنها گوشه ای از نظرات دوستان ثروت آفرین بود ضمن تشکر از دیگر عزیزان باید نتیجه را اینجور بیان کرد که:

  1. هدف گذاری
  2. تعیین نقشه راه و حرکت به سمت هدف
  3. شجاع و نترس بودن
  4. مصمم و با اراده بودن
  5. هوشمندانه کار کردن
  6. و در نهایت سهیم کردن دیگران در شادی و موفقیت خود

از راهای موفقیت است. تصور نکنید که انسان های موفق در مسیر خود سختی ندیده اند اگر از این افراد سوال کنید خواهید دید حتی از نزدیک ترین افراد زندگیشان هم شک و ترس و اگر نشود و نمیشود انجام نده و خیلی حرف های دیگر شنیده اند.

اما ایمان به موفقیت آنها را به سمت پیروزی کشانده است. مهمترین ویژگی این افراد تصمیم برای یادگیری و سرمایه گذاری برای پیشرفت است. اگر برای نداشتن یکی از مواردی که در نقشه هدف خود ابهام دارید بر روی آن سرمایه گذاری کنید. ریسک کنید تا به هدف برسید. ریسک پذیری شرط حیاط است اما حیاتی که لذتبخش است.
اگر به دنبال موفقیت هستید باید بذر سرمایه گذاری را بکارید و  در فصل مناسب درو کنید.

دوره ثروت آفرینان برنامه ریزی طولانی مدت برای موفقیت و ثرتمند شدن است. شما هم میتوانید این بذر را بکارید.

دوره جامع غیرحضوری حسابداران ثروت آفرین

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.