Roze 78 Still006

ماجرای استخدام شدن خودم

 

استخدام در حسابداری استخدام در حسابداری استخدام در حسابداری

به نام خدا و سلام

امروز در این پست تصمیم دارم داستان استخدام شدن خودم در حسابداری را تعریف کنم. من میثم حاجی محمدی هستم بنیانگذار پرشین حساب و مدیرمالی شرکتهای تجاری،خیلی از منتقدین بنده که من از آنها کمال تشکر را دارم اعتقاد دارند  از طریق واسطه و پارتی بازی به یک جایگاه نسبتاً خوب رسیدم و با استفاده از آن توانستم وارد حوزه های دیگری شوم. از افتخارات بنده که بارها در تمامی همایش ها و کلاس ها بیان کردم رسیدن به جایگاه بزرگ موفقیت در حوزه مالی بدون هرگونه حمایت جانبی است، حتی روزی که پرشین حساب را راه اندازی کردم دستم خالی بود و فقط به آینده روشن سایت فکر میکردم . می خواهم امروز شما را با داستان استخدام خودم بیشتر آشنا کنم تا ببینید و بدانید رسیدن به موفقیت یکباره و با تضمین دیگران صورت نمی گیرد و فقط و فقط با تلاش بی وقفه رقم میخورد.

 

دقیقاً دی ماه و بود و سرما در منطقه قزوین بیداد میکرد، سال اول دانشگاه بودم  در رشته حسابداری. پدرم شاغل در اداره آموزش و پرورش استان قزوین بود و تمام خانواده ساکن این شهر بودیم. جریان انتخاب رشته حسابداری هم بعد از یکسال پشت کنکور ماندن برایم رقم خورده بود.از سوم دبیرستان عاشق رشته حقوق و وکالت شده بودم و بالاخره هم در رشته حقوق دانشگاه تهران قبول شدم سال ۱۳۷۷ ، ولی به توصیه دوستم حسابداری را در انتخاب بعدی رشته قبولی کنکور تیک زدم و وارد آن شدم . ( از اول هدف من حسابدار شدن نبودن یه جورایی صرفا به توصیه دوستم عمل کردم ) داشتم عرض میکردم ترم اول و سال اول بود که تصمیم گرفتم کارآموزی کنم . تقریبا روزانه بیش از ۶ نوع آگهی را تماس میگرفتم ولی بی فایده بود چون خودم هم درست نمیدانستم چی میخواهم ؟

کار، کارآموزی ، پولدار شدن یا بالاخره بیکار نبودن ….هر کدوم شاید میشد بد نبود برام

رفتم سراغ استاد اصول حسابداری ۱ ، اگر اشتباه نکنم آقای کفاش باشی بودند، گفتم استاد نمیشه من تو شرکتتون بیام کار یادبگیرم در ازای اون پولی نمیخوام و حتی کارپردازی تون رو هم انجام میدم. استاد اولین جمله اش این بود : ضمانت چی داری ؟ خیلی بهم برخورد گفتم حالا استاد میگه باشه یه فکری میکنم . پرسیدم ضمانت چی استاد؟ گفت بابا جون چک و سفته میتونی بدی ؟ گفتم بابت ؟ گفت مگه نمیگی کار یاد بدم باید به شرکت ضمانت بدی بابت این کار. گفتم نه استاد ولی پدرم دبیر است گفت خوب که چی ؟ گفتم فیش حقوقی اش را بیارم کافیه ؟ استاد خنده ای کرد و گفت : پسر جون برو برس به کارت وقت منو نگیر. گفتم خوب چشم اجازه بدهید خبرش را میدهم گفت فقط تا فردا. ( تصور من از حسابداری یک میز با کامپیوتر و ماشین حساب در یک محیط شیک بود که خدمتکار هم هر یک ساعت یک نسکافه برایم بیاورد و کلی عزت و احترام به من بگذارند)

نمیدونید شب که اومدم خونه چه حالی داشتم ، هی پیش خودم میگفتم اینم استاد، گفتم الان هوامو داره مثل یک فرشته نجات منو از فرش میبره تو عرش، تمام رشته هام پنبه شد، فکر میکردم پیشنهاد میدم و میگیره و در آینده یک مدیر مالی توپ میشم ، مثل یک آدم شکست خورده اومدم خونه . بابام همه خانواده را صدا کرد و گفت بیایید یک موضوع مهمی را میخواهم مطرح کنم، موضوع انتقال کاری پدر به استان اصفهان بود دیگه یعنی اون شب سکته نکردم خیلی شانس آوردم .

حالا جریان نقل و انتقال را کوتاه میکنم و اینکه با چه وضعیتی ما در تابستان رفتیم اصفهان بماند ….

بعد از انتقالی به شهر اصفهان، محیط دانشگاه را اصلا دوست نداشتم شاید بخاطر خلق و خوی و آداب و رسوم بود نمیدانم…. ولی پیگیری کار را قطع نکردم، در یک فروشگاه لوازم پزشکی و بعد از ان در یک فروشگاه کاشی و سرامیک کار حسابداری را بطور رسمی شروع کردم و بعد از اتمام دانشگاه بلافاصله عازم خدمت شدم . در خدمت هم با اینکه در یگان پلیس مشغول شدم روزهای استراحت را در بازار مبل تهران واقع در یافت آباد کار حسابداری چند فروشگاه را انجام میدادم .بعد از برگشت از خدمت سربازی یک روز  رفتم سراغ استاد درس مباحث جاری که مدیر مالی بانک صادرات استان بود و درباره یک کار تخصصی مذاکره کردم .استاد گفت تو رو معرفی میکنم بری کارخانه یکی از دوستانم در شهرک صنعتی مورچه خورت و انجا کمک حسابدار شوی، تازه ضمانت هم نخواست خلاصه خیلی خوشحال شدم موقع برگشت خونه شیرینی خریدم و به خانواده گفتم من کار پیدا کردم مادرم پرسید آفرین پسرم حقوقش چقدره ؟ گفتم کار که نیست کارآموزیه ، مادرم گفت ای بابا میرفتی جایی که انقدر زحمت میکشی یه پولی هم تو جیبت میرفت….

طول مدتی که در این شرکت بودم واقعا جونم به لبم می رسید مشکلات کار، درس و بتازگی وارد پروسه ازدواج هم شده بودم یعنی سخت ترین دوران زندگی. ۳ کار مهم را باید همزمان انجام میدادم . به لطف خدا بالاخره بعد از مدتی در ۲ آزمون استخدامی بانک ملت و شرکت هواپیمایی ایران قبول شدم که در ادامه بانک را نرفتم و کارهای ایران ایر را پیگیری کردم . کم کم به نتیجه بهتری داشتم می رسیدم و آن هم کار در بخش خصوصی بود . پیش خودم گفتم من در بدترین شرایط کار پیدا کردم حالا که هم مدرک دارم و کمی تجربه نتوانم؟ بدون اینکه نامزدم متوجه شود در شرکت دیگری مشغول شدم وقتی به همکاران گفتم که بانک و ایران ایر قبول شدم و نرفتم همه خندیدند و گفتند اشتباه کردی ولی ادامه دادم بعد از دو سال هم وارد یک نمایندگی ایران خودرو شدم و آخرین نقطه سرپرست حسابداری پروژه تهران کرج بود یک روز رفتم شرکت قبلی و به دوستانم گفتم اگر کسی می خواهد بیاید در کنار من، همه گفتند مگر کجایی؟ گفتم هم۳ نمایندگی و هم پروژه. خیلی سریع و بدون پارتی بازی ۳ پروزه بزرگ داشتم صبح تا ساعت ۳ در کرج و چهارشنبه تا آخر هفته هم در اصفهان ۲ پروزه دیگر و بعد از ۳ سال هم مدیر مالی فاز ۲ اتوبان شدم .

ارتباطات کاری و بازاریابی را با شرکتهایی که با پروژه مراوده داشتند شروع کردم و موفق شدم ۵ شرکت و فروشگاه دیگر هم اضافه کنم هفته ۲ روز نیمه وقت و کمی جلوتر رفتم کارم شدن بود آموزش دیگر حسابداران یعنی فکر کردم این روند کار هم جذاب است، شرکتها می گفتند بیا و به حسابد ارهای ما آموزش حسابداری بده و حق الزحمه را طبق قرارداد می گرفتم بابت پروژه آموزش.

بعد از مدتی دیگر فرصت اجرای همزمان را نداشتم و از دیگر نیروها کمک میگرفتم تا اینکه به پیشنهاد برادرم علی آقا یک وبسایت راه اندازی کردم .من در طول این مدت خیلی سختی کشیدم و پروژه های دیگری هم با کمک همکاران گرفتم ولی هدف بلندمت و مهمی را برنامه ریزی کردم و آن هم انتقال اطلاعات تخصصی به حسابداران به طوری که کسب درآمد کنند . این طرز فکر منجر به پیاده سازی زیرساختهای پرشین حساب شد.و سعی کردم همین روند تدریس را توسعه دهم و واقعا در ابتدای راه تنهایی اذیت میشدم نه دفتری و نه مرکزی. به مرور دفتر را کرایه کردم . در اولین دفتر که یک فضای ۴۰ متری را داشت یک سیستم از منزل و میز کامپیوتر فقط داشتم و یک میز دیگر و گوشی هم برای منشی. بازهم مداومت باعث شد توسعه بیشتری داشته باشیم و هم اکنون دو دفتر در ۲ شهر تهران و اصفهان دارم که دفتر تهران کوچک بوده و بیشتر کلاس ها در آموزشگاه های همکار برگزار میشود. انشالله در کتاب جدیدم جزئیات بیشتری از زندگینامه و روند کاریم را خدمت شما معرفی میکنم.

هدفم از مطرح کردن این داستان توجه به نکاتی بود که خودم به آن رسیدم و بد نیست شما هم در این تجربیات شریک باشید :

همیشه لازم نیست برای رسیدن به هدف فقط به خانواده توجه کنید منظور مخالفت با نوع یادگیری شماست

 

وافعاً کارکردن تو بازار رو دوست داشتم و پیش خودم میگفتم پول تو بازاره . کم کم بعداز یه مدتی دیدم دارم از درسهام عقب میفتم و قضیه هیثیتی شده . کارو تعطیل کردم و به داد درس رسیدم تا بالاخره موفق شدم تمومش کنم و عازم خدمت سربازی بشم . خوب حالا رسیدم به دوره بعد از خدمت و دنبال بازی برای کار . دیدم فعالاً چاره ای ندارم با همین مدرک حسابداری یک جا را پیدا کردم که هم کار یاد بگیرم و هم کارهای اداری را انجام دهم و یک حقوق خیلی کمی دریافت کنم . واقعاً خسته کننده بود ، صبح تا شب کارکردن بیرون شهر….

تا اینکه یک روز یک گروه حسابرس وارد همان شرکت شدند و شروع به فععالیت نمودند ، بعد از مدت کوتاهی  با سرپرست تیم رفیق تر شدم و چیزهایی شنیدم که شاید باور کردنش اون موقع برام غیر قابل تصور بود . نمونه اش عنوان کردن درآمد ۱۵ میلیونی ایشون که میگفت اگه کمی تلاش کنم میتونم خیلی زود خودمو بالا بکشم . ولی فرصتم خیلی کم بود ، زمانهای مفیدم را از دست داده بودم و حالا برای جبرانش فرصت کمی داشتم .

هرچی پس انداز داشتم خرج کتابها و دوره های کاربردی شد و استارت را زدم شبها تا صبح مطالعه و خلاصه برداری و بعد از ظهر ها هم دنبال این کلاس و اون کلاس . اطلاعاتم را سعی می کردم با کاری که داشتم تلفیق کنم و تجربه ام را بالاتر ببرم .خلاصه نویسی  استانداردها ، قانون مالیاتها و قانون کار همیشه تو یه کیف همراهم بود تو سرویس ، تاکسی و اتوبوس مطالعه می کردم . آزمون های استخدامی هم بانک ملت ، بانک مسکن و ایران ایر را قبول شدم ولی ادامه ندادم چون وقتی بیشتر به حرفها ی حسابرس فکر میکردم احساسم این بود که هنوز جای رشد زیادی وجود دارد.

دیگه یواش یواش راه افتادم و به سمت چند شغله شدن و ترافیک کاری خیز برداشتم .

اگر می خواهید با سوابق اجرایی من آشنا شوید می توانید وارد لینک زیر شوید :

 

img_1157

 

بیوگرافی میثم حاجی محمدی 

 

همیشه آرزو داشتم یک مرکز دایر شود که کلیه فنون حسابداری بازار کار را اموزش دهد تا انقدر افراد نوپا و جویای کار معطل کسب اطلاعات از دیگران نباشند. بعد از مدتی متوجه شدم که مالیات هم ابعاد جدیدی را شامل شده و هم اکنون باید در کار حسابداری به رشد مالیاتی فکر کنم .

 

الان آن آرزو به ثمر نشسته است و نامش پرشین حساب است. کارش آموزش تکنیک در قالب مطلب، کلاس و فیلم و صوت است .همیشه  پیش خودم می گفتم عاشق استاد شدن که نیستم ولی عاشق کمک کردن میتونم باشم . کمک کنم به افرادی که خیلی تلاش می کنند و کمتر نتیجه می گیرند. آنهایی که تلاش نمی کنند که هیچ ولی حسابداران زیادی در جامعه هستند که از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند ولی آن نتیجه لازم را نمی گیرند. من با راه اندازی این سایت و انتشار مطالب و فایل های رایگان تصمیم جدی گرفتم که همه حسابداران را کمک کنم و تا حدودی هم موفق بوده ام ولی هنوز راه زیادی دارم .

اخیراً با انتشار کتاب و ساخت فیلم های آموزشی سعی کردم به دوستانی که در تهران نیستند و در شهرستان مشغول هستند کمک رسانی غیر حضوری کنم. ادعا نمیکنم کارم به عیب و نقص است ولی فردی که انگیزه داشته باشد را به منزلگاه موفقیت می رسانم. به قدری استقبال خوب شده که بخشی از شغلم رسیدگی به امور اموزش و سایت شده است و حتی برخی از پروژه ها را به همکارانم واگذار کردم .

 

آشنایی با برخی از  آثار میثم حاجی محمدی :

 

 

میثم حاجی محمدی

میثم حاجی محمدی ، کارشناس مسائل مالی و مالیاتی هستم .
خوشحالم که می تونم با ارسال مقاله هام کمکی به شما دوست گرامی کرده باشم . به همه دوستان عزیز پیشنهاد می کنم برای رسیدن به موفقیت یک لحظه هم کوتاهی نکنند.

This Post Has 14 Comments
  1. جناب آقای حاج محمدی
    باسلام
    احتراماً من سه سال هست در شرکت خصوصی حسابدار مالیاتی هستم تقریبا چیزای زیادی یاد گرفتم ولی احساس میکنم که برای موفق شدن فقط در این شرکت کارکنم کفایت نمیکنه به کارکردن علاقه زیادی دارم از صبح تا عصر سرکارهستم وتقریبا وقت ازادی ندارم درضمن درامد زیادی هم ندارم دوست دارم که در کارم پیشرفت کنم همراه با یک درامد خوب ،ممکن هست منو راهنمایی کنید چون واقعا نمیدونم ازکجا باید شروع کنم.
    با تشکر

    1. سلام خانم سمیرا ، برای یک فرد کنکوری مهم این نیست که دانشگاه خوبی قبول شود و شاگرد اول بماند مهم این است که با دانشگاه رفتن و تحصیلات چه شغلی برای آینده خود دارد و به چه میزان درآمد می رسد، برای یک حسابدار هم صرفا سخت کارکردن پاسخگو نیست باید هدف اصلی شما مشخص شود و برنامه ریزی بر مبنای آن پیاده سازی شود. هدف دقیق خود را مشخص کرده اید؟

  2. سلام وقت بخیر
    آقای حاجی محمدی شما سرشار از انرژی مثبت هستید من واقعا از شما و تیمتون ممنونم ، وقتی خسته میشم از کار و روزمره گی میام به سایت شما سر میزنم و کلی انرژی میگیرم
    متاسفانه تا حالا توفیق شرکت در کلاسای شمارو نداشتم به دلایل مختلف (تو برنامه هام شرکت در کلاسای شما هست بطور حتم) ولی برای شما و تیم پرشین حساب آرزوی موفقیت میکنم .
    خدا قوت

  3. سلام آقای حاجی محمدی – سایت بسیار عالی ای دارید و قصه زندگیتون برام خیلی شیرین بود – من کامپیوتر خوندم و بیشتر سابقه کارم گرافیک هست – الان دانشجوی کاردانی به کارشناسی حسابداری هستم و خیلی دوست دارم وارد کارش بشم اما نه می دونم چه چیزهایی باید بخونم نه جایی حسابدار بدون سابقه کار مرتبط قبول می کنند .
    اگر یه مطلب در خصوص روند صفر تا صد مطالعاتی (برای کارشناس خبره مالِی) بگذارید هم فکر می کنم عالی باشه.
    در هر صورت از این که بی دریغ دانش و تخصصتون رو در اختیار دیگران قرار می دین بسیار خوشحالم و از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت دارم

    1. سلام ضمن تشکر من در این داستان خواستم دو نکته را به خوبی مشخص کنم برای موفقیت در این کار باید هزینه کنید و هزینه اصلی شما هم صرف زمان برای کسب تجربه در دوره کارآموزی است بصورت رایگان، متاسفانه بیشتر حسابداران انتظار دارند بدون زحمت زیاد و صرقا با نام حسابدار شدن به جایگاه و درآمد خوب برسند. نکته بعدی برای مطالعه هم می تواند تمرکز بر کتاب قوانین ارزش افزوده ، مالیاتهای مستقیم ، قانون کار و استانداردهای کاربردی حسابداری می باشدکه اکثر آن در دروس میانه توضیح داده شده است .
      موفق باشید.

  4. سلام خدمت استاد عزیز و باانگیزه خودم
    من استارت کارم در سال ۹۳ با کلاس صفرتا صد مالیاتی اصفهان کلید خورد و ازاین نقطه موفقیت من شکل گرفت اول ازخدای بزرگ به خاطر اینکه شمارا درمسیر شغلی ام قرار داد تشکر میکنم و دوما امیدوارم در راهتان ثابت قدم و پیروز باشید
    ازاینکه هرروز موفقیتهای شما را میبینم خیلی خوشحالم ودوستتان دارم وهمیشه برایتان دعای خیر میکنم
    درضمن کتاب صفر تا صد رامیخواهم از کجا تهیه کنم
    یا خودتان به من هدیه میدهید 🙂

    1. سلام حسین عزیز
      امیدوارم هر کجا هستید پیروز باشید مهم اجرای فعل خواستن توسط خودتان است، کتاب توسط انتشارات در تهران توزیع می گردد و خودم خیلی دخیل نیستم به هر حال با شماره ۰۹۲۱۷۱۱۲۹۸۰ تماس حاصل کنید راهنمایی بیشتری شوید

  5. باسلام
    سخنی باآقای حاجی محمدی،آقای حاجی محمدی من هم مثل شما تشنه یادگرفتن حسابداری هستم ولی بنده ازسال ۱۳۸۶ بعلت مشلات زیاد مجبور به استخدام در یک اداره دولتی شدم وبعلت مشغله کاری متاهل شدن زیادفرصت نکردم درشرکت خصوصی کارکنم وکار حسابداری دولتی هم بنده را ارضاء نمیکنه وفنون حسابداری دولتی را میدونم ولی بعد از۱۰ سال هنوز قراردادی هستم وتبدیل وضعیت نشده ام .من به کلاسهای آموزشی بسار رفته ام ولی هیچ کدومشان کاربردی نیستندوالان هم دانشجوی ارشد حسابداری دانشگاه قزوینم.خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار باید بکنم که یک مدیر مالی قوی درشرکت های خصوصی بشم وآیا ازکار دولتی دست بکشم یانه؟ باتشکر فراوان

    1. سلام جناب نوروزی
      ضمن تشکر باید عرض کنم تشنه یادگیری در حسابداری هستید اونجا چیکار دارید ؟ در بخش دولتی که فقط باید انتظار بازنشستگی را بکشید و بس ، با برنامه ریزی سعی کنید در یک یا دو شرکت حسابداری بصورت پاره وقت مشغول شوید تا کلاس رفتن شما عملیاتی شود . یعنی کارآموزی ، عار که نیست درسته؟ از کاردولتی قطعا دست بکشید ولی با برنامه نه بودن برنامه و ایجاد کانال ارتباطی ، اینطورزی ارتباط شما قطع شده و خانوداده لطمه می بیند. ارشد هم خوبه ولی فقط یک مدرکه نه کپن درآمد زایی شما . به نظرم خیلی سریع رزومه برای چند شرکت بفرستید و در آگهی جویا شوید که بصورت عمیق وارد تصادفات حسابداری شوید .

      پیروز باشید

  6. خوب بود ولی یکدفعه در بازار مبل شاغل شدید و نگفتید که چطور تونستید اونجا رو اداره کنید با وجود تجربه کم و امثال ما چنین جراتی رو نداریم ! میترسیم خراب کنیم کارو .
    حالا شما در دوران دانشگاه کارآموزی هایی داشتید . برای امثال افرادی که دوران دانشگاه فقط درس رو خوندن و از فرصت ها برای کارآموزی استفاده نکردن چه باید بکنند ؟؟

    1. بله بازار مبل تجربه نمیخواست یک نرم افزار هلو که کار خیلی سختی نیست ولی من چون یک بالاسری داشتم و هفته ای یکبار سرکشی میکرد و اشکالات را میگفت ما خراب میکردیم ولی چند بار نه همیشه ، جسارت و خطا و آزمون شما در دوره کارآموزی رقم میخورد ، شنیدید میگن ماهی را هروقت از اب بگیری تازه است ؟ حالا حکایت کارآموزی برای شماست پس معطل اتفاقات اقتصادی و اجتماعی کشور نباشید و شروع کنید

      موفق باشید

  7. جناب حاج محمدی با سلام

    اگر برایت امکان دارد اموزش صفر تا صد مالیاتی ات را بریم ارسال تا مروری به ان بنمایم و نظراتم را برایت بفرستم

    ضمنا هر گونه فایل تصویری هم که دوست داری میتوانی ارسال نمایی

    البته اگر مایل بودی با تشکر میرزایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *