حسابدار ایرانی که در ۲۳ سالگی میلیونر شد

4
789 بازدید

حسابدار

حسابدار

میثم حاجی محمدی( مدرس و مشاور مالیاتی)

تازه موهای صورتش روییده بوداما از چشمانش مشخص بود فردی مقتدر است. مثل مردان بزرگ صحبت می کرد. لهجه اش تقریبا بختیاری بود و می گفت اصالتاً هفت لنگ است. گونه اش کمی سرخ بود و قد متوسطی داشت، با ظاهری کاملا ساده ولی خیلی تمیز ،  در نگاه اول اگر او را میدید حس افراد نخبه کنکور در مناطق محروم به شما دست می داد.امروز می خواهم از آقا هادی برای شما صحبت کنم.

سوال من است است که آیا به درآمدزایی میلیونی در این دو ماه فکر کرده اید؟ توی جمعی بودم که این سوال را مطرح کردم و یک آقا پسر جوانی که فکر میکنم متولد ۷۱ یا ۷۲ بود با صدای بلند گفت برنامه من مشخص است گفتم آفرین چیه برنامت عزیزم؟ با یک اعتماد به نفس خوبی ایستاد و گفت می خواهم یک مکانی را نزدیک اداره دارایی کرایه کنم برای کافی نت. در حالی که بقیه شروع به خندیدن کردند، پرسیدم خیلی سخته تو این مدت کوتاه؟ مجوز و محل و اجاره و تجهیزات…؟ پاسخ داد تو اینترنت جستجو کردم و با یکی از کافی نت های ورشکسته وارد مذاکره شدم ، دوباره پرسیدم که چقدر سرمایه داری ؟ گفت فعلا یک میلیون، بازهم حضار با صدای بلندتری شروع به خندیدن کردند و من مجدد پرسیدم این که خیلی کمه؟ پسر جوان گفت حله سرمایه گذار ۲ نفری پیدا کردم و قرار است طرح توجیهی من را بررسی کنند. به یکباره سالن خیلی ساکت شد و من هم هیچ صحبتی نکردم و فقط چند ثانیه بعد به او گفتم بفرما بشین

به بقیه دوستان گفتم دیدید؟ چقدر محکم و مقتدرانه برنامه ریزی کرده این دوست جوان ما؟ دوباره از این آقا پسر پرسیدم هدفت چیه از این کار؟ پاسخ خیلی خوبی داد حالا شما هم دقت کنید! گفت هدفم این است که چند شرکت خوب برای خدمات مالی پیدا کنم و بعد از تشکیل تیم اجرایی یک دفتر حسابداری هم اجاره کنم. بلافاصله شروع به دست زدن برایش کردم . گفتم احسنت آقا هادی.

مهم نیست که شرایط جامعه چگونه است؟ و فارغ التحصیلان هر سال چند نفرهستند؟ و یا تا سابقه نداشته باشی به شما کار نمی دهند؟، بلکه مهم این است که به ذهن خودت دستور بدهی من کاری به این صحبتها ندارم و میخواهم تو این دو ماه به درآمد حداقل ۵۵ میلیون تومان برسم. آنوقت باید منتظر واکنش ذهن خودت باشی. شاید اگر از این آقا هادی تست هوش هم بگیرید نتیجه جالبی حاصل نشود ولی او این دستور را به سمت ذهنش صادر کرده و توانسته از راههای بن بست هم عبور کند چون بعد از اتمام کلاس آمد کنارم و تشکر کرد به او گفتم من باید از شما تشکر کنم که یک درس به دیگر درس های زندگی من اضافه کردی. هادی گفت تازه استاد اگر سرمایه گذاران پاسخ منفی بدهند دو راه دیگر برای راه اندازی این کار برنامه ریزی کرده ام. واقعا لذت بردم و اون روز دیگر خستگی حس نکردم .

امیدوارم شما دوست عزیزم هم بعد ذهنی خودتان را مثل هادی کنید و یک روزی بگویید این دو ماه که چیزی نیست من برای کل سال برنامه ریزی گسترده ای دارم . انشالله

 

 

4 دیدگاه‌ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید