ماجرای خجالت کشیدنم در اولین مشاوره مالی

2 621

ساعت ۹ صبح یکی از روزهای مهرماه قراربود با یکی از مدیران پخش ابزار و یراق قرار مشاوره داشته باشم. کلاً از شب قبل استرس داشتم و نمیدانستم فردا قرار است چه اتفاقی بیفتد. پیش خودم اینطور مرور میکردم خوب تا حالا ۳ الی ۴ تا هیات مالیاتی رفتم و تمامی کارهای اجرایی مالیاتی شرکتی که در آن سرپرست حسابداری بودم به من واگذار شده بود و به نحو احسن انجام میدادم . پس نباید نگران چیزی باشم ولی نمیدانم استرس شدیدی داشتم. به طوری که تا ساعت ۲ صبح اصلاً نخوابیدم. برادرم برای نوشیدن آب وارد آشپزخانه شد و از من پرسید چرا نخوابیدی ؟ گفتم فکرم درگیر شده. بالاخره با اصرار برادرم به رختخواب رفتم و ۶ صبح دوباره از خواب بیدار شدم. بلافاصله دوش گرفتم و سعی کردم افکار منفی را از خودم دور کنم افکاری مانند اینکه اگر سوالی پرسیدند و نتوانستم پاسخ دهم چه میشود؟ اگر چند نفر در جلسه باشند و هر فرد سوال جداگانه بپرسد چه کنم؟ و اینکه چگونه باید صحبت کنم تا نشان دهم حرفه ای هستم؟ چه سوالاتی ممکن است از من بپرسند؟ بعد از دوش گرفتن فقط یک لیوان شیر خوردم و آماده رفتن شدم. دقیقاً حس فردی را داشتم که قرار است یک گزینش استخدام خیلی مهم شود و اصلاً حس یک فردی که قرار است مشاوره ارائه کند نداشتم.کمی پاهایم میلرزید و دائم به جلسه فکر میکردم. ترس از ترافیک و تعهدم به خوش قولی باعث شد ساعت ۷٫۳۰ از منزل بیرون بیایم. ساعت ۸:۴۰ دقیقه به محل مورد نظر رسیدم و کمی دورتر از درب ورودی مجتمع ایستادم تا ساعت ۹ نزدیک شوم. ساعت ۸:۵۵ دقیقه وارد مجتمع شدم و به طبقه چهارم رسیدم. زنگ شرکت را زدم، بلافاصله یک خانم  درب را باز کرد، پس از معرفی خودم وارد سالن شدم. خانم منشی گفتند آقای مهندس در راه هستند و تا دقایقی دیگر می رسند. به نظر خودم منشی شرکت متوجه استرس من تا حدودی شده بود. بالاخره مدیرعامل شرکت از راه رسید و بلافاصله با تعارف وارد اتاق ایشان شدم. یک اتاق فوق العاده شیک با دکوراسیون حرفه ای، آقای مدیرعامل با تلفن داخلی درخواست چای کردند و خانم دیگری با سینی چای وارد اتاق شد. هرچقدر آقای مدیرعامل راحت تر برخورد میکرد انگار من بیشتر هول میشدم ولی تمام سعیم را میکردم عادی باشم. ایشان پرسید خوب آقای حاجی محمدی با مجموعه ما آشنا هستید؟ گفتم خیر، فقط میدانم شما پیمانکار شهرداری ها هستید؟ گفت خوبه حالا من یه توضیحاتی از کارمان میدهم ولی بلافاصله پرسید میشه بیشتر خودتان را معرفی کنید؟

کمی عادی تر شده بودم ولی خودم حس میکردم که کمی سرخ شده ام. توضیحاتی از هیات هایی که حضور داشتم ارائه نمودم و رشته و دانشگاه و سال فراغت از تحصیل هم در ادامه توضیح دادم. آقای مدیرعامل گفت خوبه و بلافاصله یک برگه از کیفش خارج کرد و از من خواست نگاهی به آن بیندازم. باورتان نمی شود وقتی برگه را دیدم ذهنم انگار قفل شد. فکر میکنید داخل برگه چی نوشته شده بود؟

سوالات زیر با دستخط آقای مدیرعامل بود

  • چرا قبض گاز های کارخانه مبنای محاسبات مالیاتی شده ؟
  • مالیات بر ارزش افزوده دقیقاً چیست؟ و آیا کارهای خدماتی باید پرداخت بشه؟
  • اگر مالیات بر ارزش افزوده ندهیم و فقط عوارض پرداخت کنیم چقدر جریمه می شویم؟
  • چرا برگ تشخیص ما چند انشعاب پیدا کرده ؟ حقوق و اجاره و حق الزحمه
  • برا مفاصاحساب بیمه ، لیست حقوق ما در ۲ ما مبلغ ۱۸،۰۰۰،۰۰۰  ریال مغایرت داشته ، چگونه باید دفاع کنیم؟
  • برخی از کارکنان ما خودشان پیمانکار دست دوم ما هستند چگونه باید عمل کنیم تا جریمه بیمه و مالیات نشویم ؟
  • طرف مقابل ما ارگان دولتی است و فقط نقدی عمل میکند، ما چطور باید صورت وضعیت ارسالی را ثبت کنیم؟
  • ما ضایعات براده میخریم و تبدیل به مواد و لوله میکنیم چگونه چرخه را کنترل کنیم ؟
  • نیروی ساعتی
  • مبلغ مشاور
  • بن رستوران
  • هدیه به ارگان ها
  • کمک به مسجد

بقیه کلماتی هم که ملاحظه می کنید نام کلماتی است که دیگر سوالات آن نوشته نشده است و فقط برای یادآوری بوده است و این سوالاتی بود که با یک نگاه دوباره استرسم افزایش پیدا کرد و پیش خودم گفتم فکر کنم ۳ مورد را بلد باشم دیگر خودتان تصور کنید چه حالی داشتم. مقابل مدیر عامل نشسته اید و آماده ارائه مشاوره هستید ولی انگار در همان ابتدای راه بازی را ۳ بر صفر واگذار میکیند دقیقاً حس و حال یک بازنده را داشتم ولی انگار مدیرعامل متوجه نگرانی من شد و بلافاصله پرسید چند دفعه تا بحال مشاوره داده اید؟ گفتم این اولین بار است! بلافاصله به خانم منشی گفت که یک لیوان آب بیاورد، با نوشیدن آب کمی از گرمای درونم کاسته شد ولی همچنان سرم را بلا نمی آوردم. تنها شانسی که آوردم این بود که مدیرعامل گفت الان میتونید نرم افزار حسابداری ما را ببینید و جواب سوالات را تا آخر هفته برام آماده کنید؟ با شنیدن این پیشنهاد انگار جرات و جسارتم ریکاوری شد و دوباره برگشت. در حالی که میخواستم خوشحالی خودم را کنترل کنم گفتم بله حتماً با کمال میل

مشاوره مالی

بعد از یک ساعت حضورم از محل شرکت خارج شدم و با کلی زحمت و این طرف و آن طرف رفتن به پاسخ سوالات رسیدم و به جرات میتوانم عرض کنم دیگر قسم خوردم کلاً برای همیشه مشاوره را کنار بگذارم و فقط کار خدمات مالی انجام دهم مگر انقدر اطلاعات و تجربیات خود را افزایش دهم تا بدون نگرانی های غیرعادی وارد یک جلسه شوم.خوب با مشکل هزینه مواجه بودم چون شرکتی که درآن اشتغال داشتم چند ماهی بود که هیچ حقوقی پرداخت نکرده بود و خیلی مشتاق بودم جایی را پیدا کنم که خیلی مطمئن این سوالات را می پرسیدم و یا حتی به من آموزش میداد. به ناچار به حوزه های مختلف مالیاتی می رفتم تا بین چند جواب مختلف بهترین پاسخ را متوجه شوم. کار وقتگیری بود و حتماً باید یک روز یا دو روز مرخصی ساعتی می گرفتم.
نتیجه ای که از داستان اولین جلسه مشاوره ام میتوان گرفت این است که :

کار مشاوره در حوزه مالی و مالیاتی سخت ترین نوع کار در این حوزه است و حتماً باید اطلاعات و تجربیات بالقوه ای داشته باشید، درآمد خیلی خوبی دارد در صورتیکه شما هم اطلاعات ارزشمند و خیلی خوبی داشته باشید.

  • به اطلاعات محدود خود که حتی سالیان سال در یک نوع فعالیت بوده،هرگز اطمینان نکنید
  • از سرخ شدن گوش هایتان ناراحت نشوید و خوشحال باشید که فرصتی برای شما پیش آمده که به سختی نصیب دیگران می شود
  • با “من من” کردن هرگز صحبت نکنید چون نشان دهنده ضعف شما در یک جلسه است.
  • در حوزه حسابداری و مالیاتی، کسب درآمد خیلی خوب، فقط با ارتباط خوب و ارائه خوب شکل می گیرد که مواد اولیه آن مطالعه و تجربه است
    جنس خدمات در شغل حسابداری باید کاملاً مرغوب باشد اگر کمی کیفیت ضعیف در آن مشاهده شود بازار خودش را از دست می دهد و مشتری پسند نخواهد بود.
  • سعی کنید قدر وقت خود را بدانید و برای هر منبع مطالعاتی ، آموزشی و حتی کارآموزی زمان صرف نکنید.
  • اگر حتی قدرت هزینه کردن برای یک دوره آموزشی خیلی خوب را ندارید مایوس نشوید و با وقت بیشتر گذاشتن و پیگیری کردن مثل اوایل خودم، سعی کنید به اطلاعات معتبر دست پیدا کنید
  • و همیشه یک فکر را از خود دور نکنید و آن هم ” من این همه سختی و گرسنگی و فشار را تحمل میکنم تا به هدف اصلیم برسم و میرسم ”
    من سعی کردم بیشتر اطلاعاتی که شما در جلسه و حتی در چند دوره کاری ممکن است با آن مواجه می شوید و انتظار بیشتر مدیران و کارفرمایان را در یک صفحه جمع بندی کنم البته در داخل آن سرفصل ها و طبقه بندی یک دوره آموزشی موثر نیز قرار گرفته تا با تامل بیشتری برای پیشرفت در امور مالی برنامه ریزی کنید.

مشاوره مالی

You might also like More from author

2 Comments

  1. پروانه says

    سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار من مطالب شما و همینطور بیوگرافی رو خوندم .خیلی جالب بود منم لیسانس حسابداری و علاقه مند به تاسیس شرکت و فعالیت مشاوره مالیاتی هستم در حال حاظر هم در شرکت حسابرسی مشغولم از شما خواهشمندم من رو راهنمایی بفرمایید

    1. مرضیه خیری says

      سلام کاربر گرامی سپاس از همراهی و همکاری شما دوست خوب. برای دریافت مشاوره تلفنی و مستقیم با آقای حاجی محمدی باید با تلفن ۰۳۱۳۶۶۲۸۲۱۸ تماس بگیرید ولی در کل برای تاسیس شرکت و فعالتهای مالیاتی شرایط مهمی در کنار مدرک و تحصیل مورد نیاز است که پیشنهاد میکنم حتما با فردی متخصص مشورت نمایید.

Leave A Reply

Your email address will not be published.